flecking

[ایالات متحده]/ˈflɛkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈflɛkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. لکه دار کردن; به صورت لکه دار درآوردن
n. لکه; نقطه; (Fleck) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

flecking paint

لکه‌دار کردن رنگ

flecking light

لکه‌دار کردن نور

flecking colors

لکه‌دار کردن رنگ‌ها

flecking dust

لکه‌دار کردن گرد و غبار

flecking patterns

لکه‌دار کردن الگوها

flecking texture

لکه‌دار کردن بافت

flecking design

لکه‌دار کردن طرح

flecking surface

لکه‌دار کردن سطح

flecking fabric

لکه‌دار کردن پارچه

flecking effect

لکه‌دار کردن اثر

جملات نمونه

the artist's canvas was flecking with vibrant colors.

پارچه هنرمند با رنگ‌های زنده تزئین شده بود.

she noticed the sky flecking with stars as night fell.

او متوجه شد که آسمان با ظهور شب، با ستارگان تزئین شده است.

the walls were flecking with paint from the recent renovation.

دیوارها با رنگی که از بازسازی اخیر به جا مانده بود، تزئین شده بودند.

his shirt was flecking with mud after the hike.

پیراهنش بعد از پیاده‌روی با گل و لای پوشیده شده بود.

flecking sunlight filtered through the trees in the forest.

نور خورشید که از میان درختان جنگل عبور می‌کرد، با نقاط نورانی تزئین شده بود.

the cake was beautifully flecking with chocolate shavings.

کیک به زیبایی با تراشه‌های شکلات تزئین شده بود.

the artist loved flecking his paintings with gold leaf.

هنرمند عاشق تزئین کردن نقاشی‌هایش با برگ طلایی بود.

flecking raindrops danced on the windowpane.

قطرات باران که به رقص در می‌آمدند، روی شیشه می‌رقصیدند.

the garden was flecking with colorful flowers.

باغ با گل‌های رنگارنگ تزئین شده بود.

she wore a dress flecking with sequins that sparkled.

او لباسی پوشیده بود که با پولک‌هایی تزئین شده بود که می‌درخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید