fledging

[ایالات متحده]/ˈflɛdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈflɛdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده جوانی که تازه پر دارد; شخص ناexperienced
v. پر دار شدن; پرورش یک پرنده جوان تا زمانی که بتواند پرواز کند

عبارات و ترکیب‌ها

fledging artist

هنرمند نوظهور

fledging company

شرکت نوپا

fledging entrepreneur

کارآفرین نوپا

fledging talent

استعداد نوظهور

fledging writer

نویسنده نوظهور

fledging organization

سازمان نوظهور

fledging idea

ایده نوپا

fledging project

پروژه نوپا

fledging movement

جنبش نوظهور

fledging relationship

رابطه نوپا

جملات نمونه

the fledging artist showcased her work at the gallery.

هنرمند نوظهور، آثار خود را در گالری به نمایش گذاشت.

he is a fledging entrepreneur trying to start his own business.

او یک کارآفرین نوظهور است که سعی دارد کسب و کار خود را راه اندازی کند.

the fledging startup received funding from several investors.

شرکت نوپا از چندین سرمایه گذار، بودجه دریافت کرد.

as a fledging writer, she faced many challenges in publishing.

به عنوان یک نویسنده نوظهور، او با چالش های زیادی در انتشار روبرو شد.

the fledging team showed great potential in the tournament.

تیم نوظهور پتانسیل زیادی را در مسابقات نشان داد.

he gave advice to fledging musicians on how to succeed.

او به نوازندگان نوظهور در مورد نحوه موفقیت مشاوره داد.

the fledging program aims to help young students excel.

برنامه نوظهور هدف دارد به دانش آموزان جوان کمک کند تا پیشرفت کنند.

fledging scientists are encouraged to publish their research.

از دانشمندان نوظهور خواسته می شود تا تحقیقات خود را منتشر کنند.

the fledging organization is focused on community service.

سازمان نوظهور بر ارائه خدمات به جامعه متمرکز است.

she mentors fledging professionals in her field.

او به متخصصان نوظهور در زمینه خود مشاوره می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید