flightinesses

[ایالات متحده]/ˈflaɪtɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈflaɪtɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت بی‌ثبات بودن؛ بی‌محتوایی

عبارات و ترکیب‌ها

flightinesses observed

مشاهده شدن سبک‌دلی‌ها

flightinesses noted

یادداشت سبک‌دلی‌ها

flightinesses in behavior

سبک‌دلی در رفتار

flightinesses of youth

سبک‌دلی جوانی

flightinesses and whims

سبک‌دلی‌ها و هوس‌ها

flightinesses in decisions

سبک‌دلی در تصمیمات

flightinesses of thoughts

سبک‌دلی افکار

flightinesses detected

تشخیص سبک‌دلی‌ها

flightinesses in relationships

سبک‌دلی در روابط

flightinesses expressed

ابراز سبک‌دلی‌ها

جملات نمونه

her flightinesses made it difficult to rely on her decisions.

تصمیمات او را باور کردن به دلیل بی‌منطقی‌اش دشوار بود.

we often overlook the flightinesses of youth.

ما اغلب بی‌منطقی‌های جوانی را نادیده می‌گیریم.

his flightinesses were charming at first but became tiresome.

بی‌منطقی‌های او در ابتدا جذاب بودند اما بعدها خسته‌کننده شدند.

flightinesses in her personality led to many impulsive choices.

بی‌منطقی در شخصیت او منجر به انتخاب‌های بسیاری شد که بدون فکر انجام شدند.

they criticized her flightinesses during the important meeting.

آنها بی‌منطقی‌های او را در طول جلسه مهم مورد انتقاد قرار دادند.

flightinesses can often be mistaken for spontaneity.

اغراق و بی‌منطقی اغلب با خودجوشی اشتباه گرفته می‌شود.

his flightinesses were evident in his ever-changing plans.

بی‌منطقی او در برنامه‌هایش که دائماً در حال تغییر بودند، آشکار بود.

flightinesses can lead to missed opportunities in life.

بی‌منطقی می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌های زندگی شود.

she recognized her flightinesses and tried to be more grounded.

او بی‌منطقی‌های خود را تشخیص داد و سعی کرد ریشه‌دارتر باشد.

flightinesses are often seen as a youthful trait.

اغراق و بی‌منطقی اغلب به عنوان یک ویژگی جوانی تلقی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید