floodgate

[ایالات متحده]/'flʌdgeɪt/
[بریتانیا]/'flʌdɡet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مانعی که برای کنترل جریان آب در یک رودخانه یا دریاچه استفاده می‌شود، معمولاً برای جلوگیری از سیل؛ دروازه‌ای که می‌تواند باز یا بسته شود تا آب را رها کند یا نگه دارد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

open the floodgate

باز کردن دریچه

close the floodgate

بستن دریچه

جملات نمونه

his lawsuit could open the floodgates for thousands of similar claims.

این دادخواست می‌تواند دریچه‌ها را برای هزاران ادعای مشابه دیگر باز کند.

The discussion sessions allow people to open the floodgates to their deepest fears.

جلسات بحث و گفتگو به مردم این امکان را می‌دهد که دریچه‌های ترس‌های عمیق خود را باز کنند.

a ruling that opened the floodgates to refugees seeking asylum.

تصمیمی که دریچه‌ها را برای پناهجویانی که به دنبال پناهندگی هستند، باز کرد.

Political changes in eastern Europe opened the floodgates to thousands of people who wished to emigrate.

تغییرات سیاسی در اروپای شرقی دریچه‌ها را برای هزاران نفری که می‌خواستند مهاجرت کنند، باز کرد.

the floodgates of emotions

دریچه‌های احساسات

the floodgates of creativity

دریچه‌های خلاقیت

the floodgates of change

دریچه‌های تغییر

نمونه‌های واقعی

And what might that floodgate be holding?

و چه چیزی ممکن است دریچه سیل را در خود جای داده باشد؟

منبع: TED Talks (Video Version) September 2019 Collection

You are opening the floodgates my friend.

شما در حال باز کردن دریچه‌های سیل هستید، دوست من.

منبع: Super Girl Season 2 S02

It's time to open the floodgates.

وقت باز کردن دریچه‌های سیل است.

منبع: Past exam papers for the English major level 4 reading section.

And so we hide, and we hide behind what we like to call the floodgate of intimacy.

و به همین دلیل ما پنهان می‌شویم و پشت آنچه دوست داریم دریچه صمیمیت بنامیم پنهان می‌شویم.

منبع: TED Talks (Video Version) September 2019 Collection

This innocent query opens a floodgate of discontent that takes both Sheila and the viewer by surprise.

این پرسش بی‌گناه دریچه‌ای از نارضایتی را باز می‌کند که هم برای شیلدا و هم برای بیننده غافلگیرکننده است.

منبع: New York Times

If the sustainable-egg roll out is successful, it could open the floodgates for regenerative beef broccoli and beyond.

اگر عرضه تخم مرغ پایدار موفقیت‌آمیز باشد، می‌تواند دریچه‌ای برای گوشت گاو بازسازی‌شده، گل کلم و موارد دیگر باز کند.

منبع: Past exam papers for English reading comprehension (English II) in the postgraduate entrance examination.

They've constructed dykes, dams, floodgates, canals, pumping stations, and more all in their effort to push the sea back.

آنها خندق، سد، دریچه‌های سیل، کانال‌ها، ایستگاه‌های پمپاژ و موارد دیگر را ساخته‌اند تا تلاش کنند دریا را به عقب برگردانند.

منبع: Realm of Legends

(Laughter) And what might that floodgate be holding?

(خنده) و چه چیزی ممکن است دریچه سیل را در خود جای داده باشد؟

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2019 Collection

The word " kufungisisa" opens up a floodgate of tears.

کلمه " kufungisisa" دریچه‌ای از اشک‌ها را باز می‌کند.

منبع: TED Talks (Video Edition) February 2018 Collection

This opened the floodgates for thousands of people to convert to this new religion.

این باعث شد دریچه‌ای برای تبدیل هزاران نفر به این دین جدید باز شود.

منبع: World History Crash Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید