flotage

[ایالات متحده]/ˈfləʊtɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈfloʊtɪdʒ/

ترجمه

n. عمل یا وضعیت شناوری؛ شناوری؛ توانایی شناور ماندن؛ اشیاء شناور

عبارات و ترکیب‌ها

flotage system

سیستم شناورسازی

flotage device

دستگاه شناورسازی

flotage material

مواد شناورسازی

flotage method

روش شناورسازی

flotage process

فرآیند شناورسازی

flotage analysis

تجزیه و تحلیل شناورسازی

flotage technique

تکنیک شناورسازی

flotage application

کاربرد شناورسازی

flotage solution

راه حل شناورسازی

flotage principle

اصل شناورسازی

جملات نمونه

the flotage of the logs made the river look beautiful.

جریان شناور درختان باعث زیبایی رودخانه شد.

we need to measure the flotage of the boat.

ما نیاز داریم جریان شناور قایق را اندازه بگیریم.

the flotage in the lake was caused by the heavy rain.

جریان شناور در دریاچه ناشی از باران شدید بود.

flotage can affect the navigation of small vessels.

جریان شناور می تواند بر هدایت کشتی های کوچک تأثیر بگذارد.

during the storm, the flotage increased significantly.

در طول طوفان، جریان شناور به طور قابل توجهی افزایش یافت.

he studied the flotage patterns of different species.

او الگوهای جریان شناور گونه های مختلف را مطالعه کرد.

flotage can create hazards for swimmers.

جریان شناور می تواند خطراتی برای شناگران ایجاد کند.

the flotage of debris after the flood was overwhelming.

جریان شناور زباله ها پس از سیل طاقت فرسا بود.

she observed the flotage of the algae on the pond.

او جریان شناور جلبک ها در حوض را مشاهده کرد.

the flotage of the icebergs was a stunning sight.

جریان شناور کوه یخ ها صحنه ای خیره کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید