fluencies

[ایالات متحده]/ˈfluːənsiːz/
[بریتانیا]/ˈfluənsiːz/

ترجمه

n. توانایی صحبت کردن یا نوشتن یک زبان به راحتی و با دقت

عبارات و ترکیب‌ها

language fluencies

تسلط زبانی

reading fluencies

تسلط خواندن

writing fluencies

تسلط نوشتن

speaking fluencies

تسلط صحبت کردن

fluencies assessment

ارزیابی تسلط

fluencies development

توسعه تسلط

fluencies improvement

بهبود تسلط

fluencies training

آموزش تسلط

fluencies practice

تمرین تسلط

fluencies evaluation

ارزیابی تسلط

جملات نمونه

her fluencies in multiple languages impressed everyone at the conference.

تسلط او بر چندین زبان، همه را در کنفرانس تحت تأثیر قرار داد.

fluencies in english and spanish are required for this job.

تسلط به زبان انگلیسی و اسپانیایی برای این شغل مورد نیاز است.

he demonstrated his fluencies during the presentation.

او تسلط خود را در طول ارائه نشان داد.

her fluencies in french and italian make her an asset to the team.

تسلط او به زبان فرانسه و ایتالیایی او را به یک دارایی برای تیم تبدیل می کند.

developing fluencies in different dialects can enhance communication.

توسعه تسلط بر لهجه های مختلف می تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

fluencies in technical jargon are essential for this position.

تسلط بر اصطلاحات فنی برای این موقعیت ضروری است.

he is working on improving his fluencies in mandarin.

او در حال بهبود تسلط خود به زبان ماندارین است.

her fluencies allow her to translate documents quickly.

تسلط او به او اجازه می دهد تا اسناد را به سرعت ترجمه کند.

fluencies in various forms of communication are vital in today's world.

تسلط بر اشکال مختلف ارتباط در دنیای امروز حیاتی است.

he achieved fluencies in several programming languages.

او به تسلط در چندین زبان برنامه نویسی دست یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید