fluffed

[ایالات متحده]/flʌft/
[بریتانیا]/flʌft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پفی یا شل ساخته شده؛ نرم برس خورده (پر، خز، مو و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

fluffed up

پف کرده

fluffed pillow

بالش پف کرده

fluffed hair

موهای پف کرده

fluffed cake

کیک پف کرده

fluffed feathers

پرهای پف کرده

fluffed up collar

یقه‌ی پف کرده

fluffed up look

ظاهر پف کرده

fluffed up clouds

ابر‌های پف کرده

fluffed up dog

سگ پف کرده

fluffed up cushions

بالشتک‌های پف کرده

جملات نمونه

the pillow was fluffed to perfection.

بالشت به‌خوبی و با دقت پف‌دار شده بود.

she fluffed the feathers in her pillow.

او پرهای بالش خود را پف داد.

he fluffed his hair before going out.

او قبل از بیرون رفتن موهایش را پف داد.

the chef fluffed the rice for better texture.

سرآشپز برنج را برای بافت بهتر پف داد.

the dog’s fur was fluffed after the bath.

پوش موی سگ بعد از حمام پف کرد.

she fluffed the cushions on the sofa.

او کوسن‌های روی مبل را پف داد.

the artist fluffed the paintbrush to create texture.

هنرمند قلم‌مو را پف داد تا بافت ایجاد کند.

he fluffed up the presentation with colorful slides.

او ارائه را با اسلایدهای رنگارنگ پف داد.

the cake was fluffed with whipped cream.

کیک با خامه فرم گرفته پف داده شده بود.

after washing, she fluffed her down jacket.

بعد از شستشو، او ژاکت پشمی خود را پف داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید