focalisations

[ایالات متحده]/ˌfəʊkəlaɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌfoʊkəlaɪˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل تمرکز یا توجه

عبارات و ترکیب‌ها

focalisations of interest

تمرکز مورد علاقه

focalisations in research

تمرکز در تحقیقات

focalisations for analysis

تمرکز برای تجزیه و تحلیل

focalisations of attention

تمرکز توجه

focalisations in context

تمرکز در زمینه

focalisations of discussion

تمرکز بحث

focalisations of change

تمرکز تغییر

focalisations of perception

تمرکز ادراک

focalisations in practice

تمرکز در عمل

focalisations for focus

تمرکز برای تمرکز

جملات نمونه

focalisations can change depending on the context.

تغییرات در فوکالیزاسیون‌ها می‌تواند بسته به متن متفاوت باشد.

different focalisations lead to varying interpretations.

فوکالیزاسیون‌های مختلف منجر به تفسیرهای متفاوت می‌شود.

the artist's focalisations are evident in her work.

فوکالیزاسیون‌های هنرمند در آثار او آشکار است.

focalisations help in understanding complex subjects.

فوکالیزاسیون‌ها به درک موضوعات پیچیده کمک می‌کنند.

we need to adjust our focalisations for clarity.

ما برای وضوح نیاز به تنظیم فوکالیزاسیون‌های خود داریم.

his focalisations reflect his personal experiences.

فوکالیزاسیون‌های او بازتاب تجربیات شخصی‌اش است.

focalisations can vary across different cultures.

فوکالیزاسیون‌ها می‌توانند در فرهنگ‌های مختلف متفاوت باشند.

understanding focalisations is key to effective communication.

درک فوکالیزاسیون‌ها برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

her focalisations on social issues are inspiring.

فوکالیزاسیون‌های او در مورد مسائل اجتماعی الهام‌بخش است.

focalisations in literature often reveal deeper meanings.

فوکالیزاسیون‌ها در ادبیات اغلب معانی عمیق‌تری را آشکار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید