foeman

[ایالات متحده]/ˈfɔɪmən/
[بریتانیا]/ˈfoʊmən/

ترجمه

n. یک دشمن یا مخالف

عبارات و ترکیب‌ها

brave foeman

حریف شجاع

formidable foeman

حریف سرسخت

noble foeman

حریف شریف

worthy foeman

حریف ارزشمند

clever foeman

حریف باهوش

cunning foeman

حریف حیله‌گر

fearsome foeman

حریف ترسناک

deadly foeman

حریف مرگبار

fierce foeman

حریف خشمگین

valiant foeman

حریف دلیر

جملات نمونه

he faced his foeman with courage.

او با شجاعت رو در روی دشمن خود ایستاد.

the foeman was relentless in battle.

دشمن در نبرد بی‌رحمانه بود.

she outsmarted her foeman in the strategy game.

او در بازی استراتژیک، دشمن خود را فریب داد.

every hero must confront a foeman.

هر قهرمانی باید با دشمنی روبرو شود.

the foeman's tactics were impressive.

تاکتیک‌های دشمن قابل توجه بودند.

victory over the foeman brought great honor.

پیروزی بر دشمن، افتخار بزرگی به ارمغان آورد.

he trained hard to defeat his foeman.

او سخت تمرین کرد تا دشمن خود را شکست دهد.

the foeman's reputation preceded him.

شهرت دشمن پیش از او رسید.

they plotted against their foeman in secret.

آنها به طور مخفیانه علیه دشمن خود توطئه کردند.

in the end, the foeman was no match for their unity.

در نهایت، دشمن در برابر وحدت آنها هیچ شانسی نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید