brave foeman
حریف شجاع
formidable foeman
حریف سرسخت
noble foeman
حریف شریف
worthy foeman
حریف ارزشمند
clever foeman
حریف باهوش
cunning foeman
حریف حیلهگر
fearsome foeman
حریف ترسناک
deadly foeman
حریف مرگبار
fierce foeman
حریف خشمگین
valiant foeman
حریف دلیر
he faced his foeman with courage.
او با شجاعت رو در روی دشمن خود ایستاد.
the foeman was relentless in battle.
دشمن در نبرد بیرحمانه بود.
she outsmarted her foeman in the strategy game.
او در بازی استراتژیک، دشمن خود را فریب داد.
every hero must confront a foeman.
هر قهرمانی باید با دشمنی روبرو شود.
the foeman's tactics were impressive.
تاکتیکهای دشمن قابل توجه بودند.
victory over the foeman brought great honor.
پیروزی بر دشمن، افتخار بزرگی به ارمغان آورد.
he trained hard to defeat his foeman.
او سخت تمرین کرد تا دشمن خود را شکست دهد.
the foeman's reputation preceded him.
شهرت دشمن پیش از او رسید.
they plotted against their foeman in secret.
آنها به طور مخفیانه علیه دشمن خود توطئه کردند.
in the end, the foeman was no match for their unity.
در نهایت، دشمن در برابر وحدت آنها هیچ شانسی نداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید