fogginesses

[ایالات متحده]/ˈfɒɡinəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔːɡinəsiz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت ابرکشیدگی؛ ابرکشیدگی ناشی از حضور ابر یا بخار آب؛ کمبود روشنی یا واضح بودن؛ کیفیت بودن مبهم یا نبودن دید واضح؛ حالت گیجی ذهنی یا کمبود روشنی در تفکر یا درک

عبارات و ترکیب‌ها

mental fogginess

گیجی ذهنی

brain fogginess

گیجی مغزی

memory fogginess

گیجی حافظه‌ای

emotional fogginess

گیجی عاطفی

morning fogginess

گیجی صبحی

thick fogginess

گیجی ضخیم

persistent fogginess

گیجی پایدار

visual fogginess

گیجی بصری

cognitive fogginess

گیجی شناختی

chronic fogginess

گیجی مزمن

جملات نمونه

the morning fogginesses lifted gradually as the sun rose over the mountains.

بازگشت ابرهای صبح گرمایی به تدریج با اینکه خورشید از روی کوه‌ها بالا آمد.

she experienced several mental fogginesses during the long meeting.

او در طول جلسه طولانی چندین بار از ابرهای ذهنی دچار شد.

the fogginesses of his memory troubled him greatly in his old age.

ابرهاي یادگاری او در سال‌های پیری او را به شدت ناراحت می‌کرد.

winter often brings persistent fogginesses to this coastal region.

زمستان اغلب ابرهای پایدار را به این منطقه ساحلی می‌آورد.

the medication caused temporary cognitive fogginesses as a side effect.

دارو به عنوان یک عارضه جانبی ابرهای موقتی شناختی ایجاد کرد.

emotional fogginesses can make decision-making extremely difficult.

ابرهاي عاطفی می‌توانند تصمیم گیری را بسیار دشوار کنند.

the author described the fogginesses of adolescence with remarkable insight.

نویسنده با دیدگاه بسیار عالی ابرهای نوجوانی را توصیف کرد.

after the fever, she felt lingering fogginesses for several days.

پس از افتادن به تب، او برای چند روز احساس ابرهای ماندگاری کرد.

the philosophical essay explored various fogginesses in contemporary thought.

مقاله فلسفی به بررسی چندین ابر در فکر معاصر پرداخت.

his writing was marked by occasional fogginesses that frustrated readers.

نوشته‌های او با ابرهای اتفاقی همراه بود که خوانندگان را ناراحت می‌کرد.

the photographs were spoiled by atmospheric fogginesses.

عکس‌ها توسط ابرهای جوی نابود شدند.

she struggled through morning fogginesses to attend the early lecture.

او با تلاش در برابر ابرهای صبحی برای حضور در سخنرانی زودبیداری شد.

the scientist documented the seasonal fogginesses in her research paper.

دانشمند ابرهای فصلی را در مقاله تحقیقی خود ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید