foggings

[ایالات متحده]/ˈfɒɡɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfɔːɡɪŋz/

ترجمه

n. عمل پوشاندن چیزی با مه یا ابر؛ آزمایش یا تجربه‌ای که وضوح را گیج یا پنهان می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

heavy foggings

مه غلیظ

thick foggings

مه غلیظ

frequent foggings

مه‌های مکرر

dense foggings

مه متراکم

morning foggings

مه صبحگاهی

winter foggings

مه زمستانی

light foggings

مه ملایم

urban foggings

مه شهری

persistent foggings

مه مداوم

seasonal foggings

مه فصلی

جملات نمونه

the foggings in the morning made driving difficult.

مه صبحگاهی رانندگی را دشوار می‌کرد.

we experienced heavy foggings during our hike.

ما در طول پیاده‌روی خود مه غلیظی را تجربه کردیم.

the foggings obscured the view of the mountains.

مه غبار منظره کوه‌ها را پنهان می‌کرد.

foggings can create a mysterious atmosphere in the city.

مه غبار می‌تواند فضایی مرموز در شهر ایجاد کند.

photographers love capturing scenes with foggings.

عکاسان عاشق ثبت صحنه‌های مه گرفته هستند.

foggings often occur near lakes and rivers.

مه غبار اغلب در نزدیکی دریاچه‌ها و رودخانه‌ها رخ می‌دهد.

we should be cautious when walking in foggings.

ما باید هنگام پیاده‌روی در مه غبار مراقب باشیم.

the foggings added a layer of beauty to the landscape.

مه غبار لایه‌ای از زیبایی را به منظره اضافه کرد.

foggings can change the mood of a photograph.

مه غبار می‌تواند حال و هوای یک عکس را تغییر دهد.

driving through foggings requires extra caution.

رانندگی در مه غبار نیاز به احتیاط بیشتری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید