bendable wire
سیم انعطاف پذیر
easily bendable
به راحتی خم شونده
bendable plastic
پلاستیک انعطاف پذیر
bending bendable
انعطاف پذیر خم شونده
highly bendable
بسیار انعطاف پذیر
bendable pipe
لوله انعطاف پذیر
stay bendable
انعطاف پذیر بمانید
bendable metal
فلز انعطاف پذیر
making bendable
ایجاد انعطاف پذیری
quite bendable
تا حدودی انعطاف پذیر
the bendable wire allowed for creative sculptures.
سیم انعطافپذیر امکان ساخت مجسمههای خلاقانه را فراهم کرد.
kids loved the bendable straw for their juice boxes.
بچه ها نی انعطاف پذیر را برای جعبه های آب میوه خود دوست داشتند.
he used bendable tubing to create a custom lighting fixture.
او از لوله انعطاف پذیر برای ساخت یک چراغ سفارشی استفاده کرد.
the bendable phone case protected the device well.
محافظ انعطاف پذیر گوشی به خوبی از دستگاه محافظت می کرد.
we bought bendable furniture for the kids' playroom.
ما مبلمان انعطاف پذیر برای اتاق بازی کودکان خریدیم.
the bendable pipe easily fit around the corner.
لوله انعطاف پذیر به راحتی دور پیچ قرار می گرفت.
she designed a bendable bracelet with colorful beads.
او یک دستبند انعطاف پذیر با مهره های رنگارنگ طراحی کرد.
the bendable branches swayed gently in the breeze.
شاخه های انعطاف پذیر به آرامی در نسیم تاب می خوردند.
he demonstrated the bendable material's flexibility.
او انعطاف پذیری مواد انعطاف پذیر را نشان داد.
the bendable keyboard offered a unique typing experience.
صفحه کلید انعطاف پذیر تجربه تایپ منحصر به فردی ارائه می داد.
they used bendable rods to build a geodesic dome.
آنها از میله های انعطاف پذیر برای ساخت یک گنبد ژئودزیک استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید