folliess

[ایالات متحده]/ˈfɒliz/
[بریتانیا]/ˈfɑliz/

ترجمه

n. جمع حماقت؛ اجراهای تئاتری مضحک

عبارات و ترکیب‌ها

folliess in bloom

شکوفه‌های در حال شکفتن

folliess of spring

شکوفه‌های بهار

folliess for decoration

شکوفه‌ها برای تزئین

folliess and greens

شکوفه‌ها و سبزیجات

folliess in gardens

شکوفه‌ها در باغ‌ها

folliess of nature

شکوفه‌های طبیعت

folliess for arrangements

شکوفه‌ها برای چیدمان

folliess in art

شکوفه‌ها در هنر

folliess and petals

شکوفه‌ها و گلبرگ‌ها

folliess of color

شکوفه‌های رنگارنگ

جملات نمونه

his follies led him to make poor decisions.

اشتباهات او باعث شد تصمیمات نادرستی بگیرد.

we all have our follies at some point in life.

همه ما در طول زندگی خود اشتباهاتی مرتکب می‌شویم.

she learned from her follies and became wiser.

او از اشتباهات خود درس گرفت و خردمندتر شد.

the follies of youth can be quite entertaining.

اشتباهات دوران جوانی می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد.

his follies were often a source of laughter for others.

اشتباهات او اغلب منبع خنده برای دیگران بود.

we must learn to forgive the follies of our friends.

ما باید یاد بگیریم که اشتباهات دوستان خود را ببخشیم.

her follies in love taught her valuable lessons.

اشتباهات او در عشق، درس‌های ارزشمندی به او آموخت.

he often reminisces about the follies of his college days.

او اغلب به یاد دوران دانشجویی و اشتباهاتش می‌افتد.

sometimes, our follies can lead to unexpected adventures.

گاهی اوقات، اشتباهات ما می‌تواند منجر به ماجراجویی‌های غیرمنتظره شود.

her follies were a reminder that everyone makes mistakes.

اشتباهات او یادآوری می‌کرد که همه اشتباه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید