foodprocessor

[ایالات متحده]/ˈfuːd prəʊsesə(r)/
[بریتانیا]/ˈfuːd prɑːsesər/

ترجمه

n. یک وسیله برقی که مواد غذایی را مکانیکی خرد، آسیاب یا پوره می‌کند؛ ماشینی که برای فرآوری و آماده‌سازی مواد غذایی استفاده می‌شود.

جملات نمونه

i use my food processor to chop vegetables quickly.

من از غذاسازم برای خرد کردن سریع سبزیجات استفاده می‌کنم.

the food processor makes smooth purees for baby food.

غذاساز برای تهیه غذای کودک، پوره های نرم درست می کند.

you can grind nuts in a food processor.

می‌توانید مغزها را در غذاساز آسیاب کنید.

my food processor has multiple blades for different tasks.

غذاساز من دارای تیغه های متعدد برای کارهای مختلف است.

the food processor attachment fits perfectly on my blender.

قطعه غذاساز به طور کامل روی مخلوط کن من قرار می گیرد.

i always clean my food processor after each use.

من همیشه غذاساز خود را بعد از هر بار استفاده تمیز می کنم.

the food processor can shred cheese in seconds.

غذاساز می تواند پنیر را در چند ثانیه رنده کند.

my food processor stopped working yesterday.

غذاساز من دیروز از کار افتاد.

the food processor bowl is made of durable plastic.

کاسه غذاساز از پلاستیک با دوام ساخته شده است.

i use the pulse setting on my food processor.

من از حالت پالس روی غذاسازم استفاده می کنم.

the food processor chops onions without making me cry.

غذاساز پیاز را خرد می کند بدون اینکه من گریه کنم.

a food processor is essential for preparing pie dough.

غذاساز برای تهیه خمیر پای ضروری است.

the food processor blades are very sharp.

تیغه های غذاساز بسیار تیز هستند.

i use my food processor to make pesto sauce.

من از غذاسازم برای تهیه سس پستو استفاده می کنم.

the food processor works perfectly for kneading dough.

غذاساز برای ورز دادن خمیر به خوبی کار می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید