footfalls

[ایالات متحده]/ˈfʊtfɔːlz/
[بریتانیا]/ˈfʊtfɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای قدم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

soft footfalls

گام‌های نرم

echoing footfalls

گام‌های پژواک‌دار

heavy footfalls

گام‌های سنگین

silent footfalls

گام‌های بی‌صدا

footfalls approaching

گام‌هایی که نزدیک می‌شوند

footfalls behind

گام‌هایی پشت سر

ghostly footfalls

گام‌های شبح‌وار

quick footfalls

گام‌های سریع

footfalls fading

گام‌هایی که محو می‌شوند

distant footfalls

گام‌های دوردست

جملات نمونه

the soft footfalls echoed in the empty hallway.

صدای آرام گام‌ها در راهروی خالی طنین‌انداز بود.

she heard the footfalls of someone approaching.

او صدای گام‌های کسی که نزدیک می‌شد را شنید.

his footfalls were barely audible on the carpet.

گام‌های او به سختی روی فرش شنیده می‌شد.

footfalls in the snow signaled their arrival.

گام‌ها در برف نشان‌دهنده رسیدن آنها بود.

the rhythmic footfalls created a calming atmosphere.

گام‌های ریتمیک فضایی آرامش‌بخش ایجاد کرد.

footfalls behind her made her feel uneasy.

گام‌هایی پشت سرش باعث شد احساس ناامنی کند.

he quickened his footfalls to catch up with her.

او سرعت گام‌هایش را برای رسیدن به او بیشتر کرد.

they followed the footfalls to find the lost child.

آنها از طریق گام‌ها به دنبال یافتن کودک گمشده رفتند.

the sound of footfalls filled the quiet night.

صدای گام‌ها شب آرام را پر کرد.

footfalls can often be heard in the old mansion.

گام‌ها اغلب می‌توان در خانه قدیمی شنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید