footfault

[ایالات متحده]/ˈfʊtˌfɔːlt/
[بریتانیا]/ˈfʊtˌfɔlt/

ترجمه

n. تخلف سرویس در تنیس که در آن سرویس زننده قبل از ضربه زدن به توپ بر روی خط پایه یا آن را رد می‌کند؛ خطای پا زمانی رخ می‌دهد که هر دو پا از زمین بلند شوند یا وقتی که سرویس زننده بر روی خط در حین سرویس پا می‌گذارد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

footfault call

خطای پا

footfault rule

قانون تخلف پا

footfault warning

هشدار تخلف پا

footfault violation

نقض تخلف پا

footfault serve

سرویس تخلف پا

footfault incident

واقعه تخلف پا

footfault situation

وضعیت تخلف پا

footfault assessment

ارزیابی تخلف پا

footfault explanation

توضیح تخلف پا

footfault analysis

تجزیه و تحلیل تخلف پا

جملات نمونه

the player was called for a footfault during the match.

بازیکن به دلیل خطا در هنگام بازی اخطار گرفت.

she was frustrated after committing a footfault.

او پس از مرتکب شدن خطا در سرویس، ناامید شد.

a footfault can change the outcome of a game.

خطا در سرویس می‌تواند نتیجه بازی را تغییر دهد.

he practiced his serve to avoid footfaults.

او برای جلوگیری از خطا در سرویس، تمرین می‌کرد.

the referee warned him about his footfaults.

داور به او در مورد خطاهای سرویسش هشدار داد.

footfaults are common in tennis matches.

خطاهای سرویس در مسابقات تنیس رایج هستند.

she learned the rules to prevent footfaults.

او قوانین را برای جلوگیری از خطاهای سرویس یاد گرفت.

he was surprised by the footfault call.

او از اعلام خطا در سرویس تعجب کرد.

footfaults can lead to lost points in a match.

خطاهای سرویس می‌توانند منجر به از دست دادن امتیاز در یک مسابقه شوند.

coaches often emphasize the importance of avoiding footfaults.

مربیان اغلب بر اهمیت جلوگیری از خطاهای سرویس تاکید می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید