footplates

[ایالات متحده]/ˈfʊtpleɪts/
[بریتانیا]/ˈfʊtpleɪts/

ترجمه

n. سطوح یا سکوی صاف که شخص بر روی آن می‌ایستد یا پاهای خود را استراحت می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

adjustable footplates

صفحه‌های پا قابل تنظیم

footplates installation

نصب صفحه‌های پا

footplates design

طراحی صفحه‌های پا

removable footplates

صفحه‌های پا قابل جابجایی

footplates support

پشتیبانی از صفحه‌های پا

footplates adjustment

تنظیم صفحه‌های پا

footplates alignment

تراز صفحه‌های پا

footplates replacement

تعویض صفحه‌های پا

footplates features

ویژگی‌های صفحه‌های پا

footplates maintenance

نگهداری از صفحه‌های پا

جملات نمونه

the footplates of the new model provide better stability.

صفحه پا‌های مدل جدید، پایداری بیشتری را فراهم می‌کنند.

make sure the footplates are securely attached before use.

مطمئن شوید که صفحات پا قبل از استفاده به طور ایمن متصل شده‌اند.

he adjusted the footplates for a more comfortable ride.

او صفحات پا را برای یک رانندگی راحت‌تر تنظیم کرد.

footplates can wear down over time with frequent use.

صفحات پا ممکن است با استفاده مکرر در طول زمان فرسوده شوند.

she cleaned the footplates after every session.

او صفحات پا را بعد از هر جلسه تمیز کرد.

footplates are essential for maintaining balance on the equipment.

صفحات پا برای حفظ تعادل روی تجهیزات ضروری هستند.

he customized the footplates to fit his shoes perfectly.

او صفحات پا را برای تناسب کامل با کفش‌هایش سفارشی کرد.

check the footplates regularly for any signs of damage.

به طور منظم صفحات پا را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کنید.

footplates should be adjusted according to the user's height.

صفحات پا باید با توجه به قد کاربر تنظیم شوند.

using wider footplates can enhance your performance.

استفاده از صفحات پا پهن‌تر می‌تواند عملکرد شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید