footsoldier

[ایالات متحده]/ˈfʊtˌsəʊldʒə/
[بریتانیا]/ˈfʊtˌsoʊldʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنگجوی پیاده
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

young footsoldiers

نوجوانان سپاهی

brave footsoldiers

سپاهیان شجاع

loyal footsoldiers

سپاهیان وفادار

a footsoldier

یک سپاهی

every footsoldier

هر سپاهی

the footsoldiers

سپاهیان

footsoldiers marching

سپاهیان در حال پیاده روی

footsoldiers fighting

سپاهیان در حال جنگ

footsoldiers died

سپاهیان کشته شدند

footsoldiers charge

سپاهیان حمله می‌کنند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید