forcefield

[ایالات متحده]/fɔːs fiːld/
[بریتانیا]/fɔːrs fiːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منطقه در فضا که یک نیرو در آن کار می‌کند؛ یک مانع یا پرده، به ویژه در فیزیک یا علم فن‌خوانه.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

personal forcefield

حصار نیروی شخصی

protective forcefield

حصار نیروی حفاظتی

energy forcefield

حصار نیروی انرژی

invisible forcefield

حصار نیروی غیرقابل دیدن

magnetic forcefield

حصار نیروی مغناطیسی

forcefield generator

تولید کننده حصار نیرو

psychological forcefield

حصار نیروی روانشناختی

emotional forcefield

حصار نیروی عاطفی

maintain a forcefield

حفظ حصار نیرو

forcefield collapse

شکستن حصار نیرو

جملات نمونه

the scientist adjusted the frequency of the invisible forcefield.

دانشمند فرکانس میدان نیروی غیرقابل دیدن را تنظیم کرد.

the generator creates a protective forcefield around the compound.

ژنراتور یک میدان نیروی حفاظتی حول مجموعه ایجاد می کند.

their negativity acted like an emotional forcefield, keeping everyone away.

منفی بودن آنها مانند یک میدان نیروی عاطفی عمل کرد و تمامی افراد را دور می گذاشت.

the spaceship raised its defensive forcefield just before the meteor shower.

فروبه فضایی میدان نیروی دفاعی خود را قبل از باران گردشگر افزایش داد.

the video game character can deploy a temporary energy forcefield.

شخصیت بازی ویدئویی می تواند یک میدان نیروی انرژی موقتی را پیاده سازی کند.

nothing could penetrate the impenetrable forcefield surrounding the alien vessel.

هیچ چیز نمی توانست میدان نیروی غیرقابل نفوذ اطراف نوساز خارق العاده را نفوذ کند.

the wizard cast a powerful magical forcefield to block the arrows.

جادوگر یک میدان نیروی جادویی قدرتمند را برای مسدود کردن پرچم‌های تیراندازی ریخت.

a strong psychological forcefield prevented him from speaking his mind.

یک میدان نیروی روانشناختی قوی از او جلوگیری کرد تا افکار خود را بیان کند.

we need to recalibrate the forcefield emitters to seal the hull breach.

ما نیاز داریم تا انتقال دهنده میدان نیرو را بازتنظیم کنیم تا شکستگی بدنه را ببندیم.

the plasma forcefield flickered and failed under the intense bombardment.

میدان نیروی پلاسمایی در زیر بمباران شدید لرزید و شکست.

she maintained a professional forcefield that hid her true feelings.

او یک میدان نیروی حرفه ای را حفظ کرد که احساسات واقعی او را پنهان می کرد.

the city is protected by a massive dome-shaped forcefield.

شهر توسط یک میدان نیروی بزرگ به شکل کره حفاظت می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید