foredoom to fail
محکوم به شکست
foredoom to despair
محکوم به ناامیدی
foredoom to repeat
محکوم به تکرار
foredoom to suffer
محکوم به رنج کشیدن
foredoom to struggle
محکوم به تلاش
foredoom to chaos
محکوم به هرج و مرج
foredoom to loss
محکوم به از دست دادن
foredoom to ruin
محکوم به تباهی
foredoom to conflict
محکوم به درگیری
his negative attitude seems to foredoom his chances of success.
نگرش منفی او به نظر میرسد شانس موفقیت او را از پیش تعیین میکند.
they believe that poor planning will foredoom the project.
آنها معتقدند که برنامهریزی ضعیف پروژه را از پیش تعیین میکند.
many fear that climate change will foredoom future generations.
بسیاری میترسند که تغییرات آب و هوایی نسلهای آینده را از پیش تعیین کند.
his lack of preparation could foredoom his performance.
کمبود آمادگی او ممکن است عملکرد او را از پیش تعیین کند.
the decision to ignore warnings may foredoom the expedition.
تصمیم به نادیده گرفتن هشدارها ممکن است экспедиция را از پیش تعیین کند.
overconfidence can foredoom even the best of plans.
اعتماد به نفس بیش از حد میتواند حتی بهترین برنامهها را نیز از پیش تعیین کند.
some believe that fate can foredoom our choices.
برخی معتقدند که سرنوشت میتواند انتخابهای ما را از پیش تعیین کند.
ignoring the signs could foredoom their relationship.
نادیده گرفتن نشانهها ممکن است رابطه آنها را از پیش تعیین کند.
the lack of funding could foredoom the initiative.
کمبود بودجه میتواند ابتکار عمل را از پیش تعیین کند.
her reluctance to adapt may foredoom her career.
تمایل نداشتن او به انطباق ممکن است شغل او را از پیش تعیین کند.
foredoom to fail
محکوم به شکست
foredoom to despair
محکوم به ناامیدی
foredoom to repeat
محکوم به تکرار
foredoom to suffer
محکوم به رنج کشیدن
foredoom to struggle
محکوم به تلاش
foredoom to chaos
محکوم به هرج و مرج
foredoom to loss
محکوم به از دست دادن
foredoom to ruin
محکوم به تباهی
foredoom to conflict
محکوم به درگیری
his negative attitude seems to foredoom his chances of success.
نگرش منفی او به نظر میرسد شانس موفقیت او را از پیش تعیین میکند.
they believe that poor planning will foredoom the project.
آنها معتقدند که برنامهریزی ضعیف پروژه را از پیش تعیین میکند.
many fear that climate change will foredoom future generations.
بسیاری میترسند که تغییرات آب و هوایی نسلهای آینده را از پیش تعیین کند.
his lack of preparation could foredoom his performance.
کمبود آمادگی او ممکن است عملکرد او را از پیش تعیین کند.
the decision to ignore warnings may foredoom the expedition.
تصمیم به نادیده گرفتن هشدارها ممکن است экспедиция را از پیش تعیین کند.
overconfidence can foredoom even the best of plans.
اعتماد به نفس بیش از حد میتواند حتی بهترین برنامهها را نیز از پیش تعیین کند.
some believe that fate can foredoom our choices.
برخی معتقدند که سرنوشت میتواند انتخابهای ما را از پیش تعیین کند.
ignoring the signs could foredoom their relationship.
نادیده گرفتن نشانهها ممکن است رابطه آنها را از پیش تعیین کند.
the lack of funding could foredoom the initiative.
کمبود بودجه میتواند ابتکار عمل را از پیش تعیین کند.
her reluctance to adapt may foredoom her career.
تمایل نداشتن او به انطباق ممکن است شغل او را از پیش تعیین کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید