foreshock

[ایالات متحده]/ˈfɔːʃɒk/
[بریتانیا]/ˈfɔːrʃɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زلزله کوچک که قبل از زلزله بزرگتر رخ می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

foreshock event

واکنش اولیه

foreshock activity

فعالیت پیش‌شوک

foreshock sequence

دنباله پیش‌شوک

foreshock magnitude

قدر زمین‌لرزه اولیه

foreshock prediction

پیش‌بینی پیش‌شوک

foreshock analysis

تجزیه و تحلیل پیش‌شوک

foreshock monitoring

نظارت بر پیش‌شوک

foreshock report

گزارش پیش‌شوک

foreshock warning

هشدار پیش‌شوک

foreshock study

مطالعه پیش‌شوک

جملات نمونه

the region experienced a foreshock before the main earthquake.

منطقه قبل از زمین‌لرزه اصلی، یک پیش‌لرزه را تجربه کرد.

scientists are studying foreshocks to predict larger seismic events.

دانشمندان در حال مطالعه پیش‌لرزه‌ها برای پیش‌بینی رویدادهای لرزه‌ای بزرگتر هستند.

many people were alarmed by the foreshock.

بسیاری از مردم از پیش‌لرزه نگران شدند.

a foreshock can sometimes indicate an impending disaster.

یک پیش‌لرزه گاهی می‌تواند نشانه‌ای از یک فاجعه قریب الوقوع باشد.

after the foreshock, residents were advised to evacuate.

پس از پیش‌لرزه، به ساکنان توصیه شد تخلیه کنند.

the foreshock was felt miles away from the epicenter.

پیش‌لرزه در مسافت‌های دورتر از مرکز زمین‌لرزه احساس شد.

geologists monitor foreshocks to improve safety measures.

زمین‌شناسان برای بهبود اقدامات ایمنی، پیش‌لرزه‌ها را رصد می‌کنند.

residents reported feeling a foreshock just moments before the quake.

ساکنان گزارش دادند که درست قبل از زمین‌لرزه، یک پیش‌لرزه احساس کردند.

understanding foreshocks is crucial for earthquake preparedness.

درک پیش‌لرزه‌ها برای آمادگی در برابر زلزله بسیار مهم است.

the foreshock served as a warning to the community.

پیش‌لرزه به عنوان هشداری برای جامعه عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید