foreshow events
پیشنمایش رویدادها
foreshow signs
پیشنمایش نشانهها
foreshow outcomes
پیشنمایش نتایج
foreshow trends
پیشنمایش روندها
foreshow changes
پیشنمایش تغییرات
foreshow possibilities
پیشنمایش احتمالات
foreshow future
پیشنمایش آینده
foreshow risks
پیشنمایش خطرات
foreshow challenges
پیشنمایش چالشها
foreshow developments
پیشنمایش پیشرفتها
the clouds foreshow a storm approaching.
ابرها نشاندهنده قریبالوقوع بودن طوفه هستند.
his words foreshow the challenges we will face.
کلمات او نشاندهنده چالشهایی است که پیش رو خواهیم داشت.
the darkening skies foreshow rain later today.
آسمان تیره نشاندهنده بارش باران در طول روز است.
her sudden silence foreshows her discontent.
سکوت ناگهانی او نشاندهنده نارضایتی او است.
these signs foreshow the end of the era.
این نشانهها نشاندهنده پایان عصر هستند.
the prophecy foreshows great change in the kingdom.
پیشگویی نشاندهنده تغییرات بزرگ در پادشاهی است.
his actions foreshow a betrayal to come.
اقدامات او نشاندهنده خیانت قریبالوقوع است.
the tension in the air foreshows a confrontation.
احساس تنش در هوا نشاندهنده رویارویی است.
the early frost foreshows a harsh winter ahead.
یخزدگی زودهنگام نشاندهنده زمستان سخت پیش رو است.
her dreams often foreshow future events.
رویاهای او اغلب نشاندهنده رویدادهای آینده هستند.
foreshow events
پیشنمایش رویدادها
foreshow signs
پیشنمایش نشانهها
foreshow outcomes
پیشنمایش نتایج
foreshow trends
پیشنمایش روندها
foreshow changes
پیشنمایش تغییرات
foreshow possibilities
پیشنمایش احتمالات
foreshow future
پیشنمایش آینده
foreshow risks
پیشنمایش خطرات
foreshow challenges
پیشنمایش چالشها
foreshow developments
پیشنمایش پیشرفتها
the clouds foreshow a storm approaching.
ابرها نشاندهنده قریبالوقوع بودن طوفه هستند.
his words foreshow the challenges we will face.
کلمات او نشاندهنده چالشهایی است که پیش رو خواهیم داشت.
the darkening skies foreshow rain later today.
آسمان تیره نشاندهنده بارش باران در طول روز است.
her sudden silence foreshows her discontent.
سکوت ناگهانی او نشاندهنده نارضایتی او است.
these signs foreshow the end of the era.
این نشانهها نشاندهنده پایان عصر هستند.
the prophecy foreshows great change in the kingdom.
پیشگویی نشاندهنده تغییرات بزرگ در پادشاهی است.
his actions foreshow a betrayal to come.
اقدامات او نشاندهنده خیانت قریبالوقوع است.
the tension in the air foreshows a confrontation.
احساس تنش در هوا نشاندهنده رویارویی است.
the early frost foreshows a harsh winter ahead.
یخزدگی زودهنگام نشاندهنده زمستان سخت پیش رو است.
her dreams often foreshow future events.
رویاهای او اغلب نشاندهنده رویدادهای آینده هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید