foreshowed

[ایالات متحده]/ˌfɔːˈʃəʊ/
[بریتانیا]/ˌfɔːrˈʃoʊ/

ترجمه

vt. چیزی را به صورت پیش بینی یا نشان دادن در پیش؛ به عنوان یک هشدار یا نشانه ای از چیزی که در حال آمدن است خدمت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

foreshow events

پیش‌نمایش رویدادها

foreshow signs

پیش‌نمایش نشانه‌ها

foreshow outcomes

پیش‌نمایش نتایج

foreshow trends

پیش‌نمایش روندها

foreshow changes

پیش‌نمایش تغییرات

foreshow possibilities

پیش‌نمایش احتمالات

foreshow future

پیش‌نمایش آینده

foreshow risks

پیش‌نمایش خطرات

foreshow challenges

پیش‌نمایش چالش‌ها

foreshow developments

پیش‌نمایش پیشرفت‌ها

جملات نمونه

the clouds foreshow a storm approaching.

ابرها نشان‌دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفه هستند.

his words foreshow the challenges we will face.

کلمات او نشان‌دهنده چالش‌هایی است که پیش رو خواهیم داشت.

the darkening skies foreshow rain later today.

آسمان تیره نشان‌دهنده بارش باران در طول روز است.

her sudden silence foreshows her discontent.

سکوت ناگهانی او نشان‌دهنده نارضایتی او است.

these signs foreshow the end of the era.

این نشانه‌ها نشان‌دهنده پایان عصر هستند.

the prophecy foreshows great change in the kingdom.

پیشگویی نشان‌دهنده تغییرات بزرگ در پادشاهی است.

his actions foreshow a betrayal to come.

اقدامات او نشان‌دهنده خیانت قریب‌الوقوع است.

the tension in the air foreshows a confrontation.

احساس تنش در هوا نشان‌دهنده رویارویی است.

the early frost foreshows a harsh winter ahead.

یخ‌زدگی زودهنگام نشان‌دهنده زمستان سخت پیش رو است.

her dreams often foreshow future events.

رویاهای او اغلب نشان‌دهنده رویدادهای آینده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید