forestall

[ایالات متحده]/fɔːˈstɔːl/
[بریتانیا]/fɔːrˈstɔːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جلوگیری یا ممانعت (از یک رویداد یا عمل پیش‌بینی شده) با انجام اقداماتی به موقع.

جملات نمونه

Try to forestall their questions.

تلاش کنید از طرح سوالات آن‌ها جلوگیری کنید.

She forestalled their attempt.

او از تلاش آن‌ها جلوگیری کرد.

they will present their resignations to forestall a vote of no confidence.

آن‌ها استعفاهای خود را ارائه خواهند داد تا از رای عدم اعتماد جلوگیری کنند.

We installed an alarm system to forestall break-ins.

ما یک سیستم هشدار نصب کردیم تا از ورود غیرمجاز جلوگیری کنیم.

He forestalled all his competitors.

او از همه رقبای خود پیشی گرفت.

She forestalled my plan to meet her.

او از طرح من برای ملاقات با او جلوگیری کرد.

she made to rise but Erika forestalled her and got the telephone pad.

او قصد داشت بلند شود اما اریکا از او پیشی گرفت و گوشی تلفن را برداشت.

نمونه‌های واقعی

More than anything, she thought. " Can it be forestalled" ?

مهم‌تر از همه چیز، او فکر کرد. « آیا می‌توان آن را به تعویق انداخت؟»

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

Ron started to speak, but Hermione forestalled him in a whisper.

رون شروع به صحبت کرد، اما هرمیون با یک زمزمه از صحبت کردن او جلوگیری کرد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

" And you wish to forestall this prophecy" ?

« و شما می خواهید این پیشگویی را به تعویق بیندازید؟»

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

She did not speak to him much, but she was quick to forestall his wants.

او زیاد با او صحبت نکرد، اما سریع بود تا خواسته‌های او را به تعویق بیندازد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

She nodded almost imperceptibly and then opened her mouth, but Snape forestalled her.

او تقریباً نامحسوس سر تکان داد و سپس دهانش را باز کرد، اما اسنیپ از او جلوگیرى کرد.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

That's a recipe for countless false positives and dead ends-years of frustration, for now forestalled.

این یک دستورالعمل برای نتایج مثبت کاذب و بن بست‌های متعدد - سال‌ها ناامیدی است، که اکنون به تعویق افتاده است.

منبع: Selections from "Fortune"

" When we were in Diagon Alley, " Harry began, but Mr. Weasley forestalled him with a grimace.

«وقتی ما در خیابان دیاگون بودیم،» هری شروع کرد، اما آقای ویزلی با حاله‌ای اخم از صحبت کردن او جلوگیری کرد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Mr Muhyiddin has clung on to power despite a slim majority by forestalling a vote of confidence.

آقای মুহیدالدین علیرغم اکثریت اندک، با به تعویق انداختن رای اعتماد، به قدرت چسبیده است.

منبع: The Economist (Summary)

Before they could explore any further, the Crimean War broke out and forestalled their archaeological ambitions for several years.

قبل از اینکه بتوانند بیشتر کاوش کنند، جنگ کریمه در گرفت و برای چندین سال جاه‌طلبی‌های باستان‌شناسی آن‌ها را به تعویق انداخت.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

They believe the authorities may not just want to improve the capital, but also to forestall an uprising among urbanites.

آنها معتقدند که مقامات نه تنها می‌خواهند پایتخت را بهبود بخشند، بلکه می‌خواهند شورشی در میان شهرنشینان را نیز به تعویق بیندازند.

منبع: The Economist - Comprehensive

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید