| شکل سوم شخص مفرد | formularizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | formularizing |
| زمان گذشته | formularized |
| قسمت سوم فعل | formularized |
formularize process
فرمولسازی فرایند
formularize data
فرمولسازی دادهها
formularize model
فرمولسازی مدل
formularize system
فرمولسازی سیستم
formularize approach
فرمولسازی رویکرد
formularize concept
فرمولسازی مفهوم
formularize strategy
فرمولسازی استراتژی
formularize solution
فرمولسازی راه حل
formularize framework
فرمولسازی چارچوب
formularize procedure
فرمولسازی رویه
we need to formularize our ideas into a coherent plan.
ما باید ایدههای خود را به یک طرح منسجم تبدیل کنیم.
it's important to formularize the data before analysis.
قبل از تجزیه و تحلیل، فرموله کردن دادهها مهم است.
can you help me formularize this concept into a presentation?
آیا می توانید به من کمک کنید تا این مفهوم را به یک ارائه تبدیل کنم؟
we should formularize our findings in a report.
ما باید یافته های خود را در یک گزارش فرموله کنیم.
they are working to formularize the new policy guidelines.
آنها در حال کار برای فرموله کردن دستورالعمل های سیاست جدید هستند.
to improve efficiency, we need to formularize our processes.
برای بهبود کارایی، ما باید فرآیندهای خود را فرموله کنیم.
she aims to formularize her research into a book.
او قصد دارد تحقیقات خود را به یک کتاب تبدیل کند.
let's formularize our strategy before the meeting.
بیایید قبل از جلسه استراتژی خود را فرموله کنیم.
he is trying to formularize the rules of the game.
او سعی می کند قوانین بازی را فرموله کند.
they need to formularize their objectives for the project.
آنها باید اهداف خود را برای پروژه فرموله کنند.
formularize process
فرمولسازی فرایند
formularize data
فرمولسازی دادهها
formularize model
فرمولسازی مدل
formularize system
فرمولسازی سیستم
formularize approach
فرمولسازی رویکرد
formularize concept
فرمولسازی مفهوم
formularize strategy
فرمولسازی استراتژی
formularize solution
فرمولسازی راه حل
formularize framework
فرمولسازی چارچوب
formularize procedure
فرمولسازی رویه
we need to formularize our ideas into a coherent plan.
ما باید ایدههای خود را به یک طرح منسجم تبدیل کنیم.
it's important to formularize the data before analysis.
قبل از تجزیه و تحلیل، فرموله کردن دادهها مهم است.
can you help me formularize this concept into a presentation?
آیا می توانید به من کمک کنید تا این مفهوم را به یک ارائه تبدیل کنم؟
we should formularize our findings in a report.
ما باید یافته های خود را در یک گزارش فرموله کنیم.
they are working to formularize the new policy guidelines.
آنها در حال کار برای فرموله کردن دستورالعمل های سیاست جدید هستند.
to improve efficiency, we need to formularize our processes.
برای بهبود کارایی، ما باید فرآیندهای خود را فرموله کنیم.
she aims to formularize her research into a book.
او قصد دارد تحقیقات خود را به یک کتاب تبدیل کند.
let's formularize our strategy before the meeting.
بیایید قبل از جلسه استراتژی خود را فرموله کنیم.
he is trying to formularize the rules of the game.
او سعی می کند قوانین بازی را فرموله کند.
they need to formularize their objectives for the project.
آنها باید اهداف خود را برای پروژه فرموله کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید