foundered

[ایالات متحده]/ˈfaʊndəd/
[بریتانیا]/ˈfaʊndərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکست خورد; فروریخت; ورشکست شد; غرق شد

عبارات و ترکیب‌ها

foundered ship

کشتی غرق شده

foundered plan

برنامه شکست خورده

foundered project

پروژه شکست خورده

foundered business

کسب و کار شکست خورده

foundered venture

ماجراجویی شکست خورده

foundered idea

ایده شکست خورده

foundered strategy

استراتژی شکست خورده

foundered effort

تلاش شکست خورده

foundered initiative

ابتکار عمل شکست خورده

foundered attempt

تلاش ناموفق

جملات نمونه

the project foundered due to lack of funding.

پروژه به دلیل کمبود بودجه شکست.

his hopes foundered when the deal fell through.

امیدهای او زمانی که معامله شکست خورد، ناامید شد.

the ship foundered in the stormy seas.

کشتی در دریای طوفانی غرق شد.

many startups foundered because of poor management.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها به دلیل مدیریت ضعیف شکست خوردند.

the negotiations foundered on key issues.

مذاکرات بر سر مسائل کلیدی به بن‌بست رسید.

her career foundered after the scandal.

بعد از رسوایی، حرفه او دچار مشکل شد.

the expedition foundered in the harsh conditions.

اکسپدیشن در شرایط سخت به مشکل برخورد.

his plans foundered when he lost support.

برنامه‌های او زمانی که از حمایت برخوردار نبود، شکست خورد.

the company foundered after the ceo's departure.

شرکت پس از جدایی مدیرعامل دچار مشکل شد.

efforts to reform the system foundered on resistance.

تلاش‌ها برای اصلاح سیستم بر سر مقاومت به بن‌بست رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید