fourth

[ایالات متحده]/fɔːθ/
[بریتانیا]/fɔrθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سومین در ترتیب بعدی.

عبارات و ترکیب‌ها

the fourth

چهارم

fourth place

مقام چهارم

fourth quarter

چهارم فصل

may fourth movement

جنبش چهارم می

fourth of july

چهارم ژوئیه

fourth ventricle

بطن چهارم

the fourth world

جهان چهارم

fourth international

چهارمین بین‌المللی

fourth dimension

بعد چهارم

fourth estate

رسانه چهارم

جملات نمونه

the fourth and fifth centuries.

قرن چهارم و پنجم

the Fourth Republic of France.

جمهوری چهارم فرانسه

She's in the fourth grade.

او در پایه چهارم مدرسه است.

the fourth game was Wright's for the taking.

بازی چهارم متعلق به رایت بود.

the concert version of the fourth interlude from the opera.

نسخه کنسرت قطعه چهارم از اپرا.

giggly, hormonal fourth formers.

دانشجویان سال چهارم خنده دار و هورمونی.

The boy was promoted to the fourth grade.

پسر به پایه چهارم ارتقا یافت.

The Fourth of July is the national holiday of the US.

چهارم ژوئیه تعطیلات ملی ایالات متحده است.

Delta is the fourth letter of the Greek alphabet.

دلتا حرف چهارم الفبای یونانی است.

I fancy having a crack at winning a fourth title.

من دوست دارم شانس داشته باشم تا عنوان چهارم را بدست آورم.

I'll be doggoned if every fourth kid is affected.

اگر هر چهارم کودک تحت تاثیر قرار گیرد، من تعجب خواهم کرد.

We need a fourth hand for bridge.

ما به یک دستیار چهارم برای بازی بریج نیاز داریم.

he eagled the last to share fourth place.

او آخرین کسی بود که برای به اشتراک گذاشتن جایگاه چهارم به خط پایان رسید.

nearly three fourths of that money is now gone.

تقریباً دو سوم آن پول اکنون رفته است.

had to hold the line on salary increases in the fourth quarter.

ما باید افزایش حقوق را در سه ماهه چهارم کنترل کنیم.

Hick pouched his fourth catch with ease.

هیک به راحتی چهارمین پاس خود را گرفت.

he scored his fourth straight win.

او چهارمین برد متوالی خود را کسب کرد.

the fourth power of x x

توان چهارم x x

The home team was in possession during most of the fourth quarter.

در بیشتر سه ماهه چهارم، تیم خانگی در اختیار داشت.

sick for five straight days; their fourth straight victory.

بیمار برای پنج روز متوالی؛ چهارمین پیروزی متوالی آنها.

نمونه‌های واقعی

Way to be up fourth with Boston.

راهی برای قرار گرفتن در رتبه چهارم با بوستون.

منبع: newsroom

And then the fourth is variety of perspective.

و سپس چهارم، نوعی از دیدگاه است.

منبع: TED 2019 Annual Conference (Bilingual)

Einstein approached time as a fourth dimension.

اینشتین زمان را به عنوان یک بعد چهارم مورد بررسی قرار داد.

منبع: If there is a if.

In fact, it was his fourth.

در واقع، این چهارمین مورد او بود.

منبع: VOA Special May 2023 Collection

Okay. It might be my fourth.

باشه. شاید چهارمین مورد من باشه.

منبع: English little tyrant

Steven Hawk is a fourth generation farmer in the valley.

استیون هاوک یک کشاورز نسل چهارم در دره است.

منبع: This month VOA Daily Standard English

James Newton Howard, it's my fourth Hunger Games film with him.

جیمز نیوتن هاوارد، این چهارمین فیلم بازی‌های گرسنگی من با اوست.

منبع: Selected Film and Television News

Hey, if you guys need a fourth, I'll play. Great idea.

هی، اگر به یک چهارم نیاز دارید، من بازی خواهم کرد. ایده خوبی است.

منبع: The Big Bang Theory Season 1

Fourth, you had wildly fluctuating emotions like a pendulum.

چهارم، شما احساسات متغیر شدید مانند یک ساعت آفتابی داشتید.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

There were now three eggs, and she was ready to lay a fourth.

حالا سه تخم وجود داشت و او آماده بود تا چهارمین تخم را بگذارد.

منبع: The Trumpet Swan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید