fifth

[ایالات متحده]/fɪfθ/
[بریتانیا]/fɪfθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چهارم در ترتیب بعدی
n. موقعیت در یک دنباله مرتب که معادل عدد ترتیبی پنج است
num. معادل مجموع چهار و یک؛ یک بیشتر از چهار

عبارات و ترکیب‌ها

one-fifth

یک پنجم

the fifth element

عنصر پنجم

fifth avenue

خیابان پنجم

the fifth century

قرن پنجم

fifth amendment

اصلاحیه پنجم

fifth column

ستون پنجم

fifth republic

جمهوری پنجم

جملات نمونه

the fifth of November.

پنجم نوامبر

the fifth cervical vertebra.

مهره پنجم مهره گردنی.

the fourth and fifth centuries.

قرن چهارم و پنجم

a fifth terrestrial channel.

یک کانال زمینی پنجم

a fifth of whisky.

یک پنجم ویسکی

the fifth left intercostal space.

فضای بین دنده‌ای پنجم چپ

a member of the Fifth Remove.

عضوی از پنجمین حذف

he was bunkered at the fifth hole.

او در سوراخ پنجم bunkered شد.

the club will finish in fifth place in Division One.

باشگاه در جایگاه پنجم لیگ یک قرار خواهد گرفت.

the fifth century <sc>bc</sc>.

قرن پنجم قبل از میلاد

the world's fifth-largest oil exporter.

پنجمین صادرکننده بزرگ نفت جهان

he was belting along in fifth gear.

او با سرعت پنجم در حال رانندگی بود.

homered in the fifth inning.

در اینینگ پنجم هوم کرد.

they were looking for their fifth successive win.

آنها به دنبال برد پنجم متوالی خود بودند.

smite (under) the fifth rib

ضربه زدن (زیر) دنده پنجم

involve a number to the fifth power

شامل عددی به توان پنجم

In the fifth line, read“hurry”for “harry”.

در خط پنجم، به جای "harry" بنویسید "hurry".

The fifth chapter will bear on the geography of the country.

فصل پنجم بر جغرافیا تأثیر خواهد گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید