fourths

[ایالات متحده]/fɔːθs/
[بریتانیا]/fɔrθs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع چهارم

عبارات و ترکیب‌ها

one fourths

یک چهارم

two fourths

دو چهارم

three fourths

سه چهارم

four fourths

چهار چهارم

fourths equal

چهارم مساوی

fourths divided

چهارم تقسیم شده

fourths combined

چهارم ترکیب شده

fourths added

چهارم اضافه شده

fourths multiplied

چهارم ضرب شده

fourths simplified

چهارم ساده شده

جملات نمونه

one fourth of the cake was eaten at the party.

یک چهارم کیک در مهمانی خورده شد.

she completed three fourths of the project before the deadline.

او قبل از مهلت مقرر، سه چهارم پروژه را تکمیل کرد.

fourths can be used to divide a whole into equal parts.

چهارم ها را می توان برای تقسیم یک کل به قسمت های مساوی استفاده کرد.

the recipe calls for two fourths of a cup of sugar.

دستور غذا به دو چهارم فنجان شکر نیاز دارد.

he scored three fourths of the total points in the game.

او در طول بازی، سه چهارم امتیاز کل را کسب کرد.

only one fourth of the students passed the exam.

فقط یک چهارم دانش آموزان در امتحان قبول شدند.

the class is divided into four fourths for the project.

کلاس برای پروژه به چهار چهارم تقسیم شده است.

he invested three fourths of his savings in stocks.

او سه چهارم پس انداز خود را در سهام سرمایه گذاری کرد.

fourths are often used in measuring ingredients.

چهارم ها اغلب در اندازه گیری مواد استفاده می شوند.

she read three fourths of the book in one sitting.

او سه چهارم کتاب را یکجا خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید