fractionates

[ایالات متحده]/ˈfrækʃəneɪts/
[بریتانیا]/ˈfrækʃəˌneɪts/

ترجمه

v. به بخش‌ها تقسیم کردن؛ (یک مخلوط را) با جداسازی جدا کردن؛ درجه‌بندی یا طبقه‌بندی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fractionates oil

تقطیر روغن

fractionates compounds

تقطیر ترکیبات

fractionates mixtures

تقطیر مخلوط‌ها

fractionates gases

تقطیر گازها

fractionates liquids

تقطیر مایعات

fractionates solids

تقطیر جامدات

fractionates samples

تقطیر نمونه‌ها

fractionates elements

تقطیر عناصر

fractionates phases

تقطیر فازها

fractionates products

تقطیر محصولات

جملات نمونه

the process fractionates the mixture into different components.

فرآیند مخلوط را به اجزای مختلف تقسیم می‌کند.

he fractionates the data to analyze the results more effectively.

او داده‌ها را تجزیه می‌کند تا نتایج را به طور مؤثرتری تجزیه و تحلیل کند.

this method fractionates the oil into various useful products.

این روش روغن را به محصولات مفید مختلف تقسیم می‌کند.

the laboratory fractionates the gases for further study.

آزمایشگاه گازها را برای مطالعه بیشتر تجزیه می‌کند.

she fractionates her time between work and personal projects.

او زمان خود را بین کار و پروژه‌های شخصی تقسیم می‌کند.

the machine fractionates the liquids based on their densities.

دستگاه مایعات را بر اساس چگالی آن‌ها تجزیه می‌کند.

he fractionates his investments to minimize risks.

او سرمایه‌گذاری‌های خود را برای به حداقل رساندن ریسک‌ها تجزیه می‌کند.

the software fractionates the tasks for better efficiency.

نرم‌افزار وظایف را برای افزایش کارایی بهتر تجزیه می‌کند.

during the experiment, the scientist fractionates the samples.

در طول آزمایش، دانشمند نمونه‌ها را تجزیه می‌کند.

the technique fractionates the proteins for analysis.

این تکنیک پروتئین‌ها را برای تجزیه و تحلیل تجزیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید