franco

[ایالات متحده]/'fræŋkəu/
[بریتانیا]/ˈfræŋko/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون هزینه بار; رایگان
adv.

عبارات و ترکیب‌ها

Francophone countries

کشورهای فرانسوفن

Franco-German relations

روابط فرانسه و آلمان

جملات نمونه

a mountain range straddling the Franco-Swiss border.

یک رشته کوه که مرز فرانسه و سوئیس را طی می‌کند.

he'd participated in the victorious campaigns of the Franco-Prussian War.

او در کمپین‌های پیروزمندانه جنگ فرانسه و پروس شرکت کرده بود.

Lorca, a left-wing sympathizer, was shot dead in 1936 by supporters of General Franco during the Spanish Civil War.

لورکا، که با جناح چپ همدردی داشت، در سال 1936 توسط حامیان ژنرال فرانکو در طول جنگ داخلی اسپانیا به قتل رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید