freeloaded

[ایالات متحده]/ˈfriːloʊdɪd/
[بریتانیا]/ˈfriːloʊdɪd/

ترجمه

vi. به دست آوردن چیزی بدون پرداخت هزینه یا کار برای آن
n. نوعی نرم‌افزار ابزار مرور آفلاین

عبارات و ترکیب‌ها

freeloaded meals

وعده‌های غذای مجانی

freeloaded guests

مهمانان مجانی

freeloaded services

خدمات مجانی

freeloaded benefits

مزایای مجانی

freeloaded items

اقلام مجانی

freeloaded events

رویدادهای مجانی

freeloaded access

دسترسی مجانی

freeloaded products

محصولات مجانی

freeloaded rides

سوار شدن مجانی

freeloaded entertainment

سرگرمی مجانی

جملات نمونه

he freeloaded off his friends for too long.

او برای مدت طولانی از دوستانش سوء استفاده کرد.

she felt guilty for freeloading during the trip.

او در طول سفر احساس گناه کرد زیرا از دیگران سوء استفاده می‌کرد.

they always freeloaded at parties without contributing.

آنها همیشه در مهمانی‌ها بدون مشارکت سوء استفاده می‌کردند.

it's not right to freeload on others' hard work.

سوء استفاده از تلاش دیگران درست نیست.

he was accused of freeloading off his parents.

او به سوء استفاده از والدینش متهم شد.

freeloading can damage friendships over time.

سوء استفاده از دیگران می‌تواند دوستی‌ها را در طول زمان آسیب برساند.

she never wanted to be seen as someone who freeloaded.

او هرگز نمی‌خواست به عنوان کسی دیده شود که از دیگران سوء استفاده می‌کند.

freeloading might seem harmless, but it can lead to resentment.

سوء استفاده از دیگران ممکن است بی‌ضرر به نظر برسد، اما می‌تواند منجر به نارضایتی شود.

he was tired of freeloading and wanted to contribute.

او از سوء استفاده از دیگران خسته شده بود و می‌خواست مشارکت کند.

they realized freeloading wasn't a sustainable lifestyle.

آنها متوجه شدند که سوء استفاده از دیگران یک سبک زندگی پایدار نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید