freeze-frame

[ایالات متحده]/[ˈfriːz ˈfreɪm]/
[بریتانیا]/[ˈfriːz ˈfreɪm]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تصویر ثابت که از یک ویدئو گرفته می‌شود، معمولاً برای تاکید بر لحظه‌ای خاص استفاده می‌شود؛ فرآیند متوقف کردن یک ویدئو برای ثبت یک تصویر ثابت.
v. (در مورد پخشگر ویدئو) متوقف کردن یک ویدئو و نمایش یک تصویر ثابت؛ یک لحظه را به گونه‌ای که به نظر می‌رسد آن را در یک عکس ثبت کرده‌اید، ثابت کردن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

freeze-frame it

آن را به حالت فریز فрейم بگذار

freeze-frame moment

لحظه فریز فрейم

freeze-framed image

تصویر فریز فрейم

freeze-frame effect

اثر فریز فрейم

freeze-frame video

ویدئو فریز فрейم

let's freeze-frame

بیایید آن را فریز فрейم کنیم

freeze-frame still

تصویر ثابت فریز فрейم

freeze-frame action

عملیات فریز فрейم

جملات نمونه

the director used freeze-frame to emphasize the character's shock.

کارگردان از فریز فریم برای تأکید بر شوک شخصیت استفاده کرد.

i remember a freeze-frame in the commercial showing the product's features.

من یک فریز فریم در تبلیغ را به یاد می‌آورم که ویژگی‌های محصول را نشان می‌داد.

the editor added a freeze-frame effect to the video for dramatic impact.

ویراستار یک اثر فریز فریم به ویدیو اضافه کرد تا تأثیر دراماتیکی داشته باشد.

the documentary used a freeze-frame to highlight a crucial piece of evidence.

مستند از فریز فریم برای تاکید بر یک قطعه شاهد حیاتی استفاده کرد.

the music video featured a creative freeze-frame sequence during the chorus.

ویدیو موسیقی یک توالی خلاقانه فریز فریم در حین پرده‌آوازه داشت.

we recreated the iconic freeze-frame from the movie using animation software.

ما از نرم‌افزار انیمیشن برای بازتولید فریز فریم ایکونیک از فیلم استفاده کردیم.

the photographer captured a perfect moment and used freeze-frame in the photo essay.

فotograf یک لحظه کامل را ثبت کرد و از فریز فریم در مقاله عکس استفاده کرد.

the presenter paused, creating a freeze-frame effect to gather the audience's attention.

مُقدّم مُوقف گرفت و اثر فریز فریم ایجاد کرد تا توجه جمع حاضر را جلب کند.

the animation included a slow freeze-frame transition to the next scene.

انیمیشن یک تغییر فریز فریم کند به صحنه بعدی شامل بود.

the news report used a freeze-frame of the protest to illustrate the scale of the event.

گزارش خبر از فریز فریم احتجاج برای نشان دادن مقیاس رویداد استفاده کرد.

the artist employed a freeze-frame technique to create a surreal visual effect.

هنرمند از تکنیک فریز فریم برای ایجاد یک اثر بصری غیرواقعی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید