| جمع | fruitions |
come to fruition
به بار نشستن
reach fruition
به بار نشستن
bring to fruition
به بار رساندن
in fruition
در اوج
The project finally came to fruition after months of hard work.
پروژه پس از ماهها تلاش سخت، سرانجام به بار نشست.
Her dreams of becoming a doctor are slowly coming to fruition.
رویاهای او برای تبدیل شدن به پزشک به آرامی در حال تحقق هستند.
The plan is still in its early stages, but we hope it will come to fruition soon.
طرح هنوز در مراحل اولیه خود است، اما امیدواریم به زودی به نتیجه برسد.
Years of research and development have finally led to the fruition of this groundbreaking technology.
سالها تحقیق و توسعه سرانجام به ثمر نشستن این فناوری پیشگامانه را رقم زد.
The artist's vision for the exhibition is slowly coming to fruition as the opening date approaches.
چشمانداز هنرمند برای نمایشگاه با نزدیک شدن به تاریخ افتتاح، به آرامی در حال تحقق است.
The long-awaited peace treaty between the two countries is finally coming to fruition.
معاهده صلح مورد انتظار پس از مدتها سرانجام به ثمر رسیده است.
The team's hard work and dedication have brought their goals to fruition.
تلاش و تعهد تیم، اهداف آنها را به ثمر رسانده است.
The business idea that started as a small concept has now grown and come to fruition.
ایده کسب و کار که با یک مفهوم کوچک شروع شد، اکنون رشد کرده و به ثمر رسیده است.
The investment in education is beginning to show signs of fruition with improved test scores.
سرمایهگذاری در آموزش، با بهبود نمرات آزمون، نشانههایی از ثمردهی را نشان میدهد.
With determination and perseverance, your dreams can come to fruition.
با اراده و پشتکار، رویاهای شما میتوانند به ثمر برسند.
come to fruition
به بار نشستن
reach fruition
به بار نشستن
bring to fruition
به بار رساندن
in fruition
در اوج
The project finally came to fruition after months of hard work.
پروژه پس از ماهها تلاش سخت، سرانجام به بار نشست.
Her dreams of becoming a doctor are slowly coming to fruition.
رویاهای او برای تبدیل شدن به پزشک به آرامی در حال تحقق هستند.
The plan is still in its early stages, but we hope it will come to fruition soon.
طرح هنوز در مراحل اولیه خود است، اما امیدواریم به زودی به نتیجه برسد.
Years of research and development have finally led to the fruition of this groundbreaking technology.
سالها تحقیق و توسعه سرانجام به ثمر نشستن این فناوری پیشگامانه را رقم زد.
The artist's vision for the exhibition is slowly coming to fruition as the opening date approaches.
چشمانداز هنرمند برای نمایشگاه با نزدیک شدن به تاریخ افتتاح، به آرامی در حال تحقق است.
The long-awaited peace treaty between the two countries is finally coming to fruition.
معاهده صلح مورد انتظار پس از مدتها سرانجام به ثمر رسیده است.
The team's hard work and dedication have brought their goals to fruition.
تلاش و تعهد تیم، اهداف آنها را به ثمر رسانده است.
The business idea that started as a small concept has now grown and come to fruition.
ایده کسب و کار که با یک مفهوم کوچک شروع شد، اکنون رشد کرده و به ثمر رسیده است.
The investment in education is beginning to show signs of fruition with improved test scores.
سرمایهگذاری در آموزش، با بهبود نمرات آزمون، نشانههایی از ثمردهی را نشان میدهد.
With determination and perseverance, your dreams can come to fruition.
با اراده و پشتکار، رویاهای شما میتوانند به ثمر برسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید