frying-pans

[ایالات متحده]/ˈfraɪɪŋ pæn/
[بریتانیا]/ˈfraɪɪŋ pæn/

ترجمه

n. یک تابه کم‌عمق برای سرخ کردن غذا

عبارات و ترکیب‌ها

frying-pan handle

دسته تابه

hot frying-pan

تابه داغ

frying-pan sizzled

تابه جلجله کرد

new frying-pan

تابه جدید

non-stick frying-pan

تابه نچسب

frying-pan cracked

تابه ترک خورد

cast iron frying-pan

تابه چدنی

dropped the frying-pan

تابه را انداخت

cleaning the frying-pan

تمیز کردن تابه

old frying-pan

تابه قدیمی

جملات نمونه

she carefully slid the pancake into the hot frying-pan.

او به آرامی پنکیک را در تابه داغ سر خورد.

he seasoned the vegetables before tossing them in the frying-pan.

او سبزیجات را قبل از انداختن در تابه مزه‌دار کرد.

the non-stick frying-pan made cleanup a breeze.

تابه نچسب، تمیز کردن را آسان کرد.

i used a well-seasoned cast iron frying-pan for the cornbread.

من از یک تابه چدنی خوب مزه‌دار شده برای پدیده ذرت استفاده کردم.

he flipped the burger with a spatula in the frying-pan.

او همبرگر را با یک کفگیر در تابه برگرداند.

the oil in the frying-pan began to smoke.

روغن در تابه شروع به دود کردن کرد.

she cleaned the frying-pan with hot soapy water.

او تابه را با آب گرم و صابون تمیز کرد.

he stored the frying-pan in the kitchen cabinet.

او تابه را در کابینت آشپزخانه نگهداری کرد.

the bacon sizzled in the frying-pan.

بیکن در تابه تفت داده شد.

she bought a new frying-pan with a comfortable handle.

او یک تابه جدید با دسته راحت خرید.

he preheated the frying-pan before adding the ingredients.

او قبل از اضافه کردن مواد، تابه را از قبل گرم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید