fudged numbers
اعداد دستکاریشده
fudged results
نتایج دستکاریشده
fudged data
اطلاعات دستکاریشده
fudged figures
اعداد دستکاریشده
fudged report
گزارش دستکاریشده
fudged evidence
دلایل دستکاریشده
fudged accounts
حسابهای دستکاریشده
fudged statements
اظهارات دستکاریشده
fudged analysis
تجزیهوتحلیل دستکاریشده
fudged calculations
محاسبات دستکاریشده
he fudged the numbers in the report.
او اعداد گزارش را دستکاری کرد.
she fudged her resume to get the job.
او برای گرفتن شغل، رزومه خود را دستکاری کرد.
they fudged the details of the project.
آنها جزئیات پروژه را دستکاری کردند.
he tried to fudge his way out of trouble.
او سعی کرد از این طریق از مشکلات فرار کند.
she fudged the facts during the presentation.
او در طول ارائه، حقایق را دستکاری کرد.
he fudged the truth to avoid confrontation.
او برای جلوگیری از رویارویی، حقیقت را دستکاری کرد.
they fudged the deadlines to make it seem like they were on schedule.
آنها مهلتها را دستکاری کردند تا به نظر برسد که طبق برنامه پیش میروند.
she fudged her age to get into the club.
او برای ورود به کلوب، سن خود را دستکاری کرد.
he fudged the evidence to protect his friend.
او برای محافظت از دوستش، مدارک را دستکاری کرد.
they fudged the statistics to support their argument.
آنها آمار را دستکاری کردند تا از استدلال خود حمایت کنند.
fudged numbers
اعداد دستکاریشده
fudged results
نتایج دستکاریشده
fudged data
اطلاعات دستکاریشده
fudged figures
اعداد دستکاریشده
fudged report
گزارش دستکاریشده
fudged evidence
دلایل دستکاریشده
fudged accounts
حسابهای دستکاریشده
fudged statements
اظهارات دستکاریشده
fudged analysis
تجزیهوتحلیل دستکاریشده
fudged calculations
محاسبات دستکاریشده
he fudged the numbers in the report.
او اعداد گزارش را دستکاری کرد.
she fudged her resume to get the job.
او برای گرفتن شغل، رزومه خود را دستکاری کرد.
they fudged the details of the project.
آنها جزئیات پروژه را دستکاری کردند.
he tried to fudge his way out of trouble.
او سعی کرد از این طریق از مشکلات فرار کند.
she fudged the facts during the presentation.
او در طول ارائه، حقایق را دستکاری کرد.
he fudged the truth to avoid confrontation.
او برای جلوگیری از رویارویی، حقیقت را دستکاری کرد.
they fudged the deadlines to make it seem like they were on schedule.
آنها مهلتها را دستکاری کردند تا به نظر برسد که طبق برنامه پیش میروند.
she fudged her age to get into the club.
او برای ورود به کلوب، سن خود را دستکاری کرد.
he fudged the evidence to protect his friend.
او برای محافظت از دوستش، مدارک را دستکاری کرد.
they fudged the statistics to support their argument.
آنها آمار را دستکاری کردند تا از استدلال خود حمایت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید