fulminated

[ایالات متحده]/ˈfʌlmɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈfʌlmɪneɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت انتقاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fulminated against

علیه غرش کرد

fulminated in anger

با خشم غرش کرد

fulminated with rage

با خشم و غضب غرش کرد

fulminated over

در مورد غرش کرد

fulminated about

در مورد غرش کرد

fulminated loudly

با صدای بلند غرش کرد

fulminated in protest

به نشانه اعتراض غرش کرد

fulminated unexpectedly

به طور غیرمنتظره غرش کرد

fulminated vehemently

با شدت غرش کرد

fulminated harshly

به سختی غرش کرد

جملات نمونه

the professor fulminated against the lack of funding for research.

پروفسور با خشم و تندی به کمبود بودجه تحقیقات اعتراض کرد.

she fulminated about the unfair treatment of workers.

او با خشم و تندی به رفتار ناعادلانه با کارگران اعتراض کرد.

the politician fulminated against the proposed tax reforms.

سیاستمدار با خشم و تندی به اصلاحات مالی پیشنهادی اعتراض کرد.

he fulminated at the idea of changing the company policies.

او با خشم و تندی با این ایده تغییر سیاست‌های شرکت مخالفت کرد.

the critics fulminated over the movie's poor storyline.

منتقدان با خشم و تندی به داستان ضعیف فیلم اعتراض کردند.

during the meeting, she fulminated about the project's delays.

در طول جلسه، او با خشم و تندی به تاخیر در پروژه اعتراض کرد.

the activist fulminated against environmental destruction.

فعال محیط زیست با خشم و تندی به تخریب محیط زیست اعتراض کرد.

he fulminated against the government's inaction on climate change.

او با خشم و تندی به عدم اقدام دولت در مورد تغییرات آب و هوایی اعتراض کرد.

she fulminated at her colleagues for missing deadlines.

او با خشم و تندی به همکارانش به دلیل از دست دادن مهلت‌ها اعتراض کرد.

the author fulminated against censorship in literature.

نویسنده با خشم و تندی به سانسور در ادبیات اعتراض کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید