fulminated against
علیه غرش کرد
fulminated in anger
با خشم غرش کرد
fulminated with rage
با خشم و غضب غرش کرد
fulminated over
در مورد غرش کرد
fulminated about
در مورد غرش کرد
fulminated loudly
با صدای بلند غرش کرد
fulminated in protest
به نشانه اعتراض غرش کرد
fulminated unexpectedly
به طور غیرمنتظره غرش کرد
fulminated vehemently
با شدت غرش کرد
fulminated harshly
به سختی غرش کرد
the professor fulminated against the lack of funding for research.
پروفسور با خشم و تندی به کمبود بودجه تحقیقات اعتراض کرد.
she fulminated about the unfair treatment of workers.
او با خشم و تندی به رفتار ناعادلانه با کارگران اعتراض کرد.
the politician fulminated against the proposed tax reforms.
سیاستمدار با خشم و تندی به اصلاحات مالی پیشنهادی اعتراض کرد.
he fulminated at the idea of changing the company policies.
او با خشم و تندی با این ایده تغییر سیاستهای شرکت مخالفت کرد.
the critics fulminated over the movie's poor storyline.
منتقدان با خشم و تندی به داستان ضعیف فیلم اعتراض کردند.
during the meeting, she fulminated about the project's delays.
در طول جلسه، او با خشم و تندی به تاخیر در پروژه اعتراض کرد.
the activist fulminated against environmental destruction.
فعال محیط زیست با خشم و تندی به تخریب محیط زیست اعتراض کرد.
he fulminated against the government's inaction on climate change.
او با خشم و تندی به عدم اقدام دولت در مورد تغییرات آب و هوایی اعتراض کرد.
she fulminated at her colleagues for missing deadlines.
او با خشم و تندی به همکارانش به دلیل از دست دادن مهلتها اعتراض کرد.
the author fulminated against censorship in literature.
نویسنده با خشم و تندی به سانسور در ادبیات اعتراض کرد.
fulminated against
علیه غرش کرد
fulminated in anger
با خشم غرش کرد
fulminated with rage
با خشم و غضب غرش کرد
fulminated over
در مورد غرش کرد
fulminated about
در مورد غرش کرد
fulminated loudly
با صدای بلند غرش کرد
fulminated in protest
به نشانه اعتراض غرش کرد
fulminated unexpectedly
به طور غیرمنتظره غرش کرد
fulminated vehemently
با شدت غرش کرد
fulminated harshly
به سختی غرش کرد
the professor fulminated against the lack of funding for research.
پروفسور با خشم و تندی به کمبود بودجه تحقیقات اعتراض کرد.
she fulminated about the unfair treatment of workers.
او با خشم و تندی به رفتار ناعادلانه با کارگران اعتراض کرد.
the politician fulminated against the proposed tax reforms.
سیاستمدار با خشم و تندی به اصلاحات مالی پیشنهادی اعتراض کرد.
he fulminated at the idea of changing the company policies.
او با خشم و تندی با این ایده تغییر سیاستهای شرکت مخالفت کرد.
the critics fulminated over the movie's poor storyline.
منتقدان با خشم و تندی به داستان ضعیف فیلم اعتراض کردند.
during the meeting, she fulminated about the project's delays.
در طول جلسه، او با خشم و تندی به تاخیر در پروژه اعتراض کرد.
the activist fulminated against environmental destruction.
فعال محیط زیست با خشم و تندی به تخریب محیط زیست اعتراض کرد.
he fulminated against the government's inaction on climate change.
او با خشم و تندی به عدم اقدام دولت در مورد تغییرات آب و هوایی اعتراض کرد.
she fulminated at her colleagues for missing deadlines.
او با خشم و تندی به همکارانش به دلیل از دست دادن مهلتها اعتراض کرد.
the author fulminated against censorship in literature.
نویسنده با خشم و تندی به سانسور در ادبیات اعتراض کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید