fundable project
پروژه قابل تامین مالی
fundable idea
ایده قابل تامین مالی
is fundable
قابل تامین مالی است
become fundable
قابل تامین مالی شود
fundable venture
ماجراجویی قابل تامین مالی
highly fundable
بسیار قابل تامین مالی
making it fundable
آن را قابل تامین مالی کردن
fundable business
کسب و کار قابل تامین مالی
the startup's business plan proved highly fundable to venture capitalists.
طرح کسب و کار شرکت نوپا به طور قابل توجهی قابل تأمین مالی توسط سرمایه گذاران ریسک گرایی بود.
we need a project with a clear roi to be considered fundable.
ما نیاز به یک پروژه با بازدهی روشن برای در نظر گرفته شدن به عنوان قابل تأمین مالی داریم.
is this research proposal fundable under the current grant guidelines?
این پیشنهاد تحقیق در گرایشهای کنونی کمک مالی قابل تأمین مالی است؟
the company sought fundable opportunities in the renewable energy sector.
شرکت به دنبال فرصتهای قابل تأمین مالی در بخش انرژیهای تجدیدپذیر بود.
the initial seed funding made the project more fundable overall.
تامین مالی اولیه به طور کلی پروژه را بیشتر قابل تأمین مالی کرد.
their idea wasn't fundable without significant market validation.
ایده آنها بدون تأیید بازار قابل تأمین مالی نبود.
we're looking for fundable initiatives with a strong social impact.
ما به دنبال مبادرات قابل تأمین مالی با تأثیر اجتماعی قوی هستیم.
the project became fundable after securing key partnerships.
پس از ایجاد شراکتهای کلیدی، پروژه قابل تأمین مالی شد.
the team refined their pitch to make it more fundable to investors.
تیم پیشنهاد خود را بهبود داد تا برای سرمایه گذاران بیشتر قابل تأمین مالی باشد.
the university prioritized fundable research areas for faculty.
دانشگاه مناطق تحقیقاتی قابل تأمین مالی را برای کارکنان اولویت داد.
it's crucial to demonstrate a fundable model for long-term sustainability.
این بسیار مهم است که یک مدل قابل تأمین مالی برای پایداری در بلند مدت نشان داده شود.
fundable project
پروژه قابل تامین مالی
fundable idea
ایده قابل تامین مالی
is fundable
قابل تامین مالی است
become fundable
قابل تامین مالی شود
fundable venture
ماجراجویی قابل تامین مالی
highly fundable
بسیار قابل تامین مالی
making it fundable
آن را قابل تامین مالی کردن
fundable business
کسب و کار قابل تامین مالی
the startup's business plan proved highly fundable to venture capitalists.
طرح کسب و کار شرکت نوپا به طور قابل توجهی قابل تأمین مالی توسط سرمایه گذاران ریسک گرایی بود.
we need a project with a clear roi to be considered fundable.
ما نیاز به یک پروژه با بازدهی روشن برای در نظر گرفته شدن به عنوان قابل تأمین مالی داریم.
is this research proposal fundable under the current grant guidelines?
این پیشنهاد تحقیق در گرایشهای کنونی کمک مالی قابل تأمین مالی است؟
the company sought fundable opportunities in the renewable energy sector.
شرکت به دنبال فرصتهای قابل تأمین مالی در بخش انرژیهای تجدیدپذیر بود.
the initial seed funding made the project more fundable overall.
تامین مالی اولیه به طور کلی پروژه را بیشتر قابل تأمین مالی کرد.
their idea wasn't fundable without significant market validation.
ایده آنها بدون تأیید بازار قابل تأمین مالی نبود.
we're looking for fundable initiatives with a strong social impact.
ما به دنبال مبادرات قابل تأمین مالی با تأثیر اجتماعی قوی هستیم.
the project became fundable after securing key partnerships.
پس از ایجاد شراکتهای کلیدی، پروژه قابل تأمین مالی شد.
the team refined their pitch to make it more fundable to investors.
تیم پیشنهاد خود را بهبود داد تا برای سرمایه گذاران بیشتر قابل تأمین مالی باشد.
the university prioritized fundable research areas for faculty.
دانشگاه مناطق تحقیقاتی قابل تأمین مالی را برای کارکنان اولویت داد.
it's crucial to demonstrate a fundable model for long-term sustainability.
این بسیار مهم است که یک مدل قابل تأمین مالی برای پایداری در بلند مدت نشان داده شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید