funks

[ایالات متحده]/fʌŋks/
[بریتانیا]/fʌŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ترس یا وحشت؛ ترسو؛ موسیقی فولک جاز
v. اجتناب کردن از چیزی به دلیل ترس

عبارات و ترکیب‌ها

in the funks

در فانکس‌ها

get out funks

از فانکس‌ها خارج شوید

feeling funks

احساس فانک

funks and blues

فانک و بلوز

funks of life

فانک‌های زندگی

funks and jams

فانک و جام

funks to funk

فانک به فانک

funks in music

فانک در موسیقی

funks on stage

فانک روی صحنه

funks of joy

فانک‌های شادی

جملات نمونه

he really funks the idea of going out tonight.

او واقعاً ایده بیرون رفتن امشب را دوست ندارد.

she always funks when it comes to public speaking.

او همیشه در مورد سخنرانی در جمع دچار اضطراب می شود.

the team funks under pressure during the playoffs.

تیم در طول پلی آف تحت فشار دچار مشکل می شود.

don't funk it up; just be yourself!

آن را خراب نکن؛ فقط خودت باش!

he tends to funk when faced with difficult decisions.

او معمولاً در مواجهه با تصمیمات دشوار دچار استرس می شود.

she always funks out of trying new foods.

او همیشه از امتحان کردن غذاهای جدید امتناع می کند.

they funked the opportunity to travel abroad.

آنها فرصت سفر به خارج از کشور را از دست دادند.

don't funk your chance to shine in the competition.

فرصت خود را برای درخشش در مسابقه خراب نکن.

he funked the test because he didn't study.

او به دلیل عدم مطالعه در امتحان نمره خوبی کسب نکرد.

she always funked out of joining the dance class.

او همیشه از پیوستن به کلاس رقص امتناع می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید