in the funks
در فانکسها
get out funks
از فانکسها خارج شوید
feeling funks
احساس فانک
funks and blues
فانک و بلوز
funks of life
فانکهای زندگی
funks and jams
فانک و جام
funks to funk
فانک به فانک
funks in music
فانک در موسیقی
funks on stage
فانک روی صحنه
funks of joy
فانکهای شادی
he really funks the idea of going out tonight.
او واقعاً ایده بیرون رفتن امشب را دوست ندارد.
she always funks when it comes to public speaking.
او همیشه در مورد سخنرانی در جمع دچار اضطراب می شود.
the team funks under pressure during the playoffs.
تیم در طول پلی آف تحت فشار دچار مشکل می شود.
don't funk it up; just be yourself!
آن را خراب نکن؛ فقط خودت باش!
he tends to funk when faced with difficult decisions.
او معمولاً در مواجهه با تصمیمات دشوار دچار استرس می شود.
she always funks out of trying new foods.
او همیشه از امتحان کردن غذاهای جدید امتناع می کند.
they funked the opportunity to travel abroad.
آنها فرصت سفر به خارج از کشور را از دست دادند.
don't funk your chance to shine in the competition.
فرصت خود را برای درخشش در مسابقه خراب نکن.
he funked the test because he didn't study.
او به دلیل عدم مطالعه در امتحان نمره خوبی کسب نکرد.
she always funked out of joining the dance class.
او همیشه از پیوستن به کلاس رقص امتناع می کرد.
in the funks
در فانکسها
get out funks
از فانکسها خارج شوید
feeling funks
احساس فانک
funks and blues
فانک و بلوز
funks of life
فانکهای زندگی
funks and jams
فانک و جام
funks to funk
فانک به فانک
funks in music
فانک در موسیقی
funks on stage
فانک روی صحنه
funks of joy
فانکهای شادی
he really funks the idea of going out tonight.
او واقعاً ایده بیرون رفتن امشب را دوست ندارد.
she always funks when it comes to public speaking.
او همیشه در مورد سخنرانی در جمع دچار اضطراب می شود.
the team funks under pressure during the playoffs.
تیم در طول پلی آف تحت فشار دچار مشکل می شود.
don't funk it up; just be yourself!
آن را خراب نکن؛ فقط خودت باش!
he tends to funk when faced with difficult decisions.
او معمولاً در مواجهه با تصمیمات دشوار دچار استرس می شود.
she always funks out of trying new foods.
او همیشه از امتحان کردن غذاهای جدید امتناع می کند.
they funked the opportunity to travel abroad.
آنها فرصت سفر به خارج از کشور را از دست دادند.
don't funk your chance to shine in the competition.
فرصت خود را برای درخشش در مسابقه خراب نکن.
he funked the test because he didn't study.
او به دلیل عدم مطالعه در امتحان نمره خوبی کسب نکرد.
she always funked out of joining the dance class.
او همیشه از پیوستن به کلاس رقص امتناع می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید