fusillading

[ایالات متحده]/ˌfjʊzɪˈleɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ˌfjuːzɪˈleɪdɪŋ/

ترجمه

v. به سرعت به ترتیب شلیک کردن; به سرعت انتقاد یا حمله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fusillading fire

باران آتش

fusillading attack

حمله مسلسل

fusillading barrage

حمله پی‌درپی

fusillading gunfire

گوشه های مسلسل

fusillading rounds

گلوله مسلسل

fusillading assault

حمله تهاجمی

fusillading shelling

حمله با بمب

fusillading response

واکنش مسلسل

fusillading strike

حمله ناگهانی

fusillading onslaught

حمله گسترده

جملات نمونه

the fusillading of fireworks lit up the night sky.

باران آتش‌بازی، آسمان شب را روشن کرد.

during the battle, the fusillading of gunfire echoed through the valley.

در طول نبرد، صدای مسلسل آتش، در دره طنین‌انداز بود.

the soldiers advanced under the fusillading of enemy bullets.

سربازان در حالی که مسلسل گلوله‌های دشمن به حرکت در می‌آمد، پیشروی کردند.

she felt a rush of adrenaline during the fusillading scene in the movie.

او در صحنه مسلسل فیلم، احساس هجوم آدرنالین کرد.

the fusillading of questions from the audience surprised the speaker.

مسلسل سوالات از سوی مخاطبان، سخنران را غافلگیر کرد.

as the fusillading continued, they took cover behind the wall.

همانطور که مسلسل ادامه داشت، آنها پشت دیوار پناه گرفتند.

the fusillading of applause filled the concert hall after the performance.

پس از اجرا، تشویق‌های مسلسل سالن کنسرت را پر کرد.

he described the fusillading of thoughts racing through his mind.

او به توصیف مسلسل افکاری که در ذهن او در حال دویدن بودند، پرداخت.

the fusillading criticism from the critics was hard to ignore.

نقد و انتقاد مسلسل از سوی منتقدان سخت بود تا نادیده گرفته شود.

in the game, the fusillading of spells created a dazzling light show.

در بازی، مسلسل طلسم‌ها یک نمایش نور خیره‌کننده ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید