fustigating

[ایالات متحده]/ˈfʌstɪɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfʌstɪˌɡeɪtɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری fustigate، به معنی ضربه زدن با چوب یا به شدت انتقاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fustigating criticism

انتقادات تند

fustigating remarks

اظهارات تند

fustigating review

بررسی تند

fustigating speech

سخنرانی تند

fustigating attack

حمله تند

fustigating response

پاسخ تند

fustigating analysis

تجزیه و تحلیل تند

fustigating satire

طعنه تند

fustigating letter

نامه تند

fustigating feedback

بازخورد تند

جملات نمونه

the teacher was fustigating the students for their lack of preparation.

معلم دانشجویان را به دلیل نداشتن آمادگی سرزنش می‌کرد.

the critic was fustigating the film for its poor storyline.

منتقد فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد قرار داد.

the manager fustigated the team for missing the deadline.

مدیر تیم را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر سرزنش کرد.

the article was fustigating the government's policies on climate change.

مقاله سیاست‌های دولت در مورد تغییرات آب و هوایی را مورد انتقاد قرار داد.

he faced fustigating remarks from his peers after the mistake.

او پس از اشتباه با انتقادات تند از همسالان خود روبرو شد.

the coach fustigated the players for their lack of effort.

مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن تلاش سرزنش کرد.

the editorial was fustigating the lack of action on social issues.

تیتر روزنامه فقدان اقدام در مورد مسائل اجتماعی را مورد انتقاد قرار داد.

she was fustigating herself for not studying harder.

او به خاطر نخواندن بیشتر خود را سرزنش می‌کرد.

the professor fustigated the students for their plagiarism.

استاد دانشجویان را به دلیل سرقت ادبی مورد انتقاد قرار داد.

the documentary was fustigating the environmental destruction caused by industry.

مستند تخریب محیط زیست ناشی از صنعت را مورد انتقاد قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید