gabbled nonsense
حرفهای بیمعنی
gabbled quickly
به سرعت حرف زد
gabbled away
وقت را تلف کرد
gabbled excitedly
با هیجان حرف زد
gabbled incoherently
بهطور نامفهوم حرف زد
gabbled in haste
با عجله حرف زد
gabbled at length
برای مدت طولانی حرف زد
gabbled in circles
دور و بر سر حرف زد
gabbled continuously
به طور مداوم حرف زد
gabbled with joy
با خوشحالی حرف زد
she gabbled excitedly about her trip.
او با هیجان زیاد درباره سفرش صحبت کرد.
the children gabbled during the class.
کودکان در طول کلاس صحبتهای بیربطی کردند.
he gabbled his way through the presentation.
او در حین ارائه، با صحبتهای بیربط پیش رفت.
they gabbled over the dinner table.
آنها دور میز شام با صدای بلند صحبت کردند.
she gabbled in a mix of languages.
او با ترکیبی از زبانها صحبت کرد.
he gabbled nervously during the interview.
او در طول مصاحبه به طرز عصبی صحبت کرد.
the dog gabbled at the strangers.
سگ به غریبهها با صدای بلند پارس کرد.
she gabbled her thoughts without pausing.
او بدون مکث افکار خود را بیان کرد.
they gabbled about their favorite movies.
آنها درباره فیلمهای مورد علاقه خود صحبت کردند.
he gabbled on, oblivious to the time.
او بدون توجه به زمان، صحبت کرد.
gabbled nonsense
حرفهای بیمعنی
gabbled quickly
به سرعت حرف زد
gabbled away
وقت را تلف کرد
gabbled excitedly
با هیجان حرف زد
gabbled incoherently
بهطور نامفهوم حرف زد
gabbled in haste
با عجله حرف زد
gabbled at length
برای مدت طولانی حرف زد
gabbled in circles
دور و بر سر حرف زد
gabbled continuously
به طور مداوم حرف زد
gabbled with joy
با خوشحالی حرف زد
she gabbled excitedly about her trip.
او با هیجان زیاد درباره سفرش صحبت کرد.
the children gabbled during the class.
کودکان در طول کلاس صحبتهای بیربطی کردند.
he gabbled his way through the presentation.
او در حین ارائه، با صحبتهای بیربط پیش رفت.
they gabbled over the dinner table.
آنها دور میز شام با صدای بلند صحبت کردند.
she gabbled in a mix of languages.
او با ترکیبی از زبانها صحبت کرد.
he gabbled nervously during the interview.
او در طول مصاحبه به طرز عصبی صحبت کرد.
the dog gabbled at the strangers.
سگ به غریبهها با صدای بلند پارس کرد.
she gabbled her thoughts without pausing.
او بدون مکث افکار خود را بیان کرد.
they gabbled about their favorite movies.
آنها درباره فیلمهای مورد علاقه خود صحبت کردند.
he gabbled on, oblivious to the time.
او بدون توجه به زمان، صحبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید