gallivant

[ایالات متحده]/'gælɪvænt/
[بریتانیا]/ˈɡæləˌvænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بی‌هدف پرسه زدن، با جنس مخالف گشتن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردgallivants
قسمت سوم فعلgallivanted
زمان گذشتهgallivanted
صفت یا فعل حال استمراریgallivanting

عبارات و ترکیب‌ها

go gallivanting

گردش و سرگرمی کردن

gallivant around town

در شهر به تفریح و گردش رفتن

جملات نمونه

They love to gallivant around the city on weekends.

آنها عاشق قدم زدن و خوش گذرانی در شهر در آخر هفته ها هستند.

She would rather gallivant in the countryside than stay at home.

او ترجیح می دهد به جای ماندن در خانه، در روستاها خوش بگذراند.

The group of friends decided to gallivant to the beach for a day of fun.

گروه دوستان تصمیم گرفتند برای یک روز سرگرمی به ساحل بروند.

He gallivanted through the streets of Paris, taking in the sights and sounds of the city.

او در خیابان های پاریس قدم زد و از مناظر و صداهای شهر لذت برد.

After a long week of work, she needed to gallivant and unwind.

بعد از یک هفته طولانی کار، او نیاز داشت خوش بگذراند و آرام شود.

The young couple gallivanted through the park, hand in hand.

زوج جوان دست در دست در پارک قدم زدند.

During their vacation, they gallivanted from one historical site to another.

در طول تعطیلات خود، آنها از یک مکان تاریخی به مکان تاریخی دیگر خوش گذراندند.

The children gallivanted around the playground, full of energy and laughter.

کودکان با انرژی و خنده در زمین بازی خوش گذراندند.

She enjoys gallivanting through antique shops, searching for unique treasures.

او از قدم زدن در مغازه های عتیقه و جستجوی گنج های منحصر به فرد لذت می برد.

The cat loves to gallivant outdoors, exploring the neighborhood.

گربه عاشق خوش گذرانی در فضای باز و کشف محله است.

نمونه‌های واقعی

No, they're too busy gallivanting around the world.

نه، آنها خیلی سرمشغلی هستند و در حال خوشگذرانی در سراسر جهان.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 1

Oh, big stud, running off to gallivant with your fillies.

اوه، مرد بزرگ، داری می‌ری خوشگذرانی کنی با اسب‌های تو.

منبع: BoJack Horseman Season 2

We will return to Port Royal, not go gallivanting after pirates!

ما به پورت رویال باز می‌گردیم، دنبال دزدان دریایی نمی‌چرخیم!

منبع: Pirates of the Caribbean: The Curse of the Black Pearl

" Whose fault is that" ? said Lheureux, bowing ironically. " While I'm slaving like a nigger, you go gallivanting about" .

در حالی که من مثل یک برده کار می‌کنم، تو داری خوشگذرانی می‌کنی.

منبع: Madame Bovary (Part Two)

Mrs. Peabody would want like you're doing, out here gallivanting and just, like, doing the most.

خانم پبدی می‌خواست مثل کاری که شما انجام می‌دهید، اینجا خوشگذرانی کنید و فقط، مثل همیشه، بیشترین کارها را انجام دهید.

منبع: Life's Treasure Chest

Good. And I'm going back to finishing my float while my boyfriend is off gallivanting with that dragon Donna LaDonna.

خوب. و من دوباره می‌رم سراغ درست کردن قایقم در حالی که دوست پسر من داره خوشگذرانی می‌کنه با اون اژدها دونا لادونا.

منبع: Kylie Diary Season 2

They just got it on a tray while the cool secret agent with a Double O number was gallivanting round the world-playing Red Indians.

اونا فقط اون رو روی سینی گذاشتن در حالی که اون مامور مخفی خفن با شماره دوبل او در حال خوشگذرانی در سراسر جهان و بازی با سرخپوستان بود.

منبع: Casino Royale of the 007 series

I was ready to go gallivanting for a bit, but I, as I said, I still, watching your show, I was missing that intimacy and the kind of the command that you start to have over what you're doing.

من آماده بودم یکم خوشگذرانی کنم، ولی من، همونطور که گفتم، هنوز داشتم برنامه شما رو می‌دیدم، اون صمیمیت و نوع حسی رو که روی کاری که انجام می‌دید دارید، از دست می‌دادم.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید