gameplay

[ایالات متحده]/ˈɡeɪmˌpleɪ/
[بریتانیا]/ˈɡeɪmˌpleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طراحی و مکانیک یک بازی؛ مجموعه قوانین و اهداف در یک بازی

عبارات و ترکیب‌ها

gameplay mechanics

مکانیک‌های گیم‌پلی

gameplay experience

تجربه گیم‌پلی

gameplay loop

حلقه گیم‌پلی

gameplay elements

عناصر گیم‌پلی

gameplay style

سبک گیم‌پلی

gameplay balance

تعادل گیم‌پلی

gameplay footage

تصویر گیم‌پلی

gameplay features

ویژگی‌های گیم‌پلی

gameplay design

طراحی گیم‌پلی

gameplay strategy

استراتژی گیم‌پلی

جملات نمونه

the gameplay in this new game is incredibly immersive.

گیم‌پلی در این بازی جدید به طرز باورانکی فراگیر است.

many players appreciate the smooth gameplay experience.

بسیاری از بازیکنان از تجربه گیم‌پلی روان قدردانی می‌کنند.

the gameplay mechanics are easy to understand.

مکانیک‌های گیم‌پلی به راحتی قابل درک هستند.

he spent hours perfecting his gameplay strategies.

او ساعت‌ها وقت صرف بهبود استراتژی‌های گیم‌پلی خود کرد.

the game's graphics enhance the overall gameplay.

گرافیک‌های بازی گیم‌پلی کلی را بهبود می‌بخشند.

online multiplayer gameplay can be very competitive.

گیم‌پلی چند نفره آنلاین می‌تواند بسیار رقابتی باشد.

the developers are constantly updating the gameplay.

توسعه‌دهندگان به طور مداوم گیم‌پلی را به‌روز می‌کنند.

players often share tips to improve their gameplay.

بازیکنان اغلب نکاتی را برای بهبود گیم‌پلی خود به اشتراک می‌گذارند.

good gameplay keeps players engaged for longer periods.

گیم‌پلی خوب باعث می‌شود بازیکنان برای مدت طولانی‌تری درگیر بمانند.

the tutorial helps new players grasp the gameplay quickly.

آموزش به بازیکنان جدید کمک می‌کند تا به سرعت گیم‌پلی را درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید