garotte

[ایالات متحده]/ɡəˈrɒt/
[بریتانیا]/ɡəˈrɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه اعدام اسپانیایی که برای خفگی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعgarottes

عبارات و ترکیب‌ها

use a garotte

استفاده از گِراد

garotte technique

تکنیک گِراد

garotte wire

سیم گِراد

apply a garotte

اعمال گِراد

garotte method

روش گِراد

garotte strangulation

خفگی با گِراد

garotte execution

اعدام با گِراد

garotte assassination

ترور با گِراد

garotte device

وسیله گِراد

garotte victim

قربانی گِراد

جملات نمونه

the assassin used a garotte to eliminate his target quietly.

قاتل از یک گِرُوته برای حذف بی‌صداانه هدفش استفاده کرد.

he learned how to make a garotte from an old survival manual.

او یاد گرفت که چگونه یک گِرُوته را از یک راهنمای بقای قدیمی بسازد.

the garotte was a favored weapon in the shadows of the night.

گِرُوته یک سلاح مورد علاقه در سایه‌های شب بود.

using a garotte requires skill and precision.

استفاده از یک گِرُوته نیاز به مهارت و دقت دارد.

the detective found a garotte at the crime scene.

مامور پلیس یک گِرُوته در صحنه جرم پیدا کرد.

in the movie, the villain was known for his use of a garotte.

در فیلم، شرور به دلیل استفاده از گِرُوته معروف بود.

he practiced with a garotte to improve his stealth abilities.

او برای بهبود توانایی‌های پنهان‌کاری خود با یک گِرُوته تمرین کرد.

the garotte technique was taught in self-defense classes.

تکنیک گِرُوته در کلاس‌های دفاع شخصی آموزش داده می‌شد.

the spy carried a garotte hidden in his jacket.

جاسوس یک گِرُوته را در جیب کت خود پنهان داشت.

she watched a documentary about the history of the garotte.

او یک فیلم مستند در مورد تاریخچه گِرُوته تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید