garroter

[ایالات متحده]/ɡəˈrɒtə/
[بریتانیا]/ɡəˈrɑːtər/

ترجمه

n. کسی که دیگری را خفه می‌کند یا خفه می‌نماید؛ یک دزد مسلح که از خفگی استفاده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

garroter tool

ابزار خفه کننده

garroter technique

تکنیک خفه کردن

garroter method

روش خفه کردن

garroter device

دستگاه خفه کننده

garroter crime

جرایم خفه کردن

garroter attack

حمله خفه کننده

garroter victim

قربانی خفه کردن

garroter story

داستان خفه کردن

garroter suspect

مشکوک خفه کردن

garroter case

موارد خفه کردن

جملات نمونه

the garroter was a skilled assassin.

غرقا یک قاتل ماهر بود.

the police found evidence linking the garroter to several crimes.

پلیس شواهدی را پیدا کرد که غرقا را به چندین جرم مرتبط می کرد.

witnesses described the garroter as a shadowy figure.

شاهدان غرقا را به عنوان شخصیتی مبهم توصیف کردند.

the garroter used a wire to strangle his victims.

غرقا از یک سیم برای خفه کردن قربانیانش استفاده می کرد.

detectives are on the hunt for the elusive garroter.

کارآگاهان به دنبال غرقای غیرقابل دسترس هستند.

the garroter left no trace behind at the crime scene.

غرقا هیچ اثری در صحنه جرم به جا نگذاشت.

fear spread as news of the garroter circulated.

با انتشار اخبار مربوط به غرقا، ترس گسترش یافت.

the garroter’s methods were both brutal and efficient.

روش های غرقا هم وحشیانه و هم کارآمد بودند.

she was terrified of becoming the next victim of the garroter.

او از اینکه ممکن است قربانی بعدی غرقا شود، وحشت داشت.

the garroter was finally caught after a lengthy investigation.

غرقا سرانجام پس از یک تحقیقات طولانی دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید