gasconaded about
در مورد اغراق میکرد
gasconaded his skills
در مورد مهارتهای خود اغراق میکرد
gasconaded in public
در حضور عموم اغراق میکرد
gasconaded excessively
به طور بیش از حد اغراق میکرد
gasconaded to friends
برای دوستان خود اغراق میکرد
gasconaded for attention
برای جلب توجه اغراق میکرد
gasconaded with pride
با غرور اغراق میکرد
gasconaded his achievements
در مورد دستاوردهای خود اغراق میکرد
gasconaded during dinner
در حین شام اغراق میکرد
he gasconaded about his achievements at the party.
او در مورد دستاوردهای خود در مهمانی صحبتهای اغراقآمیزی کرد.
she gasconaded her way through the interview.
او با صحبتهای اغراقآمیز خود از مصاحلمه عبور کرد.
they gasconaded about their travels around the world.
آنها در مورد سفرشان در سراسر جهان صحبتهای اغراقآمیزی کردند.
the athlete gasconaded his record-breaking performance.
ورزشکار در مورد عملکرد بینظیر خود صحبتهای اغراقآمیزی کرد.
he often gasconaded to impress his friends.
او اغلب برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش صحبتهای اغراقآمیزی میکرد.
during the meeting, she gasconaded about her sales figures.
در طول جلسه، او در مورد آمار فروش خود صحبتهای اغراقآمیزی کرد.
he gasconaded about his family's wealth.
او در مورد ثروت خانوادهاش صحبتهای اغراقآمیزی کرد.
they gasconaded over drinks, sharing tall tales.
آنها در حالی که نوشیدنی میخوردند، داستانهای اغراقآمیزی تعریف میکردند.
she gasconaded her culinary skills at the dinner party.
او مهارتهای آشپزی خود را در مهمانی شام به نمایش گذاشت.
he couldn't help but gasconade about his new car.
او نمیتوانست بدون صحبت کردن در مورد ماشین جدیدش جلوی خود را بگیرد.
gasconaded about
در مورد اغراق میکرد
gasconaded his skills
در مورد مهارتهای خود اغراق میکرد
gasconaded in public
در حضور عموم اغراق میکرد
gasconaded excessively
به طور بیش از حد اغراق میکرد
gasconaded to friends
برای دوستان خود اغراق میکرد
gasconaded for attention
برای جلب توجه اغراق میکرد
gasconaded with pride
با غرور اغراق میکرد
gasconaded his achievements
در مورد دستاوردهای خود اغراق میکرد
gasconaded during dinner
در حین شام اغراق میکرد
he gasconaded about his achievements at the party.
او در مورد دستاوردهای خود در مهمانی صحبتهای اغراقآمیزی کرد.
she gasconaded her way through the interview.
او با صحبتهای اغراقآمیز خود از مصاحلمه عبور کرد.
they gasconaded about their travels around the world.
آنها در مورد سفرشان در سراسر جهان صحبتهای اغراقآمیزی کردند.
the athlete gasconaded his record-breaking performance.
ورزشکار در مورد عملکرد بینظیر خود صحبتهای اغراقآمیزی کرد.
he often gasconaded to impress his friends.
او اغلب برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش صحبتهای اغراقآمیزی میکرد.
during the meeting, she gasconaded about her sales figures.
در طول جلسه، او در مورد آمار فروش خود صحبتهای اغراقآمیزی کرد.
he gasconaded about his family's wealth.
او در مورد ثروت خانوادهاش صحبتهای اغراقآمیزی کرد.
they gasconaded over drinks, sharing tall tales.
آنها در حالی که نوشیدنی میخوردند، داستانهای اغراقآمیزی تعریف میکردند.
she gasconaded her culinary skills at the dinner party.
او مهارتهای آشپزی خود را در مهمانی شام به نمایش گذاشت.
he couldn't help but gasconade about his new car.
او نمیتوانست بدون صحبت کردن در مورد ماشین جدیدش جلوی خود را بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید