gasconaded

[ایالات متحده]/ˌɡæskəˈneɪdɪd/
[بریتانیا]/ˌɡæs.kəˈneɪ.dɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی gasconade

عبارات و ترکیب‌ها

gasconaded about

در مورد اغراق می‌کرد

gasconaded his skills

در مورد مهارت‌های خود اغراق می‌کرد

gasconaded in public

در حضور عموم اغراق می‌کرد

gasconaded excessively

به طور بیش از حد اغراق می‌کرد

gasconaded to friends

برای دوستان خود اغراق می‌کرد

gasconaded for attention

برای جلب توجه اغراق می‌کرد

gasconaded with pride

با غرور اغراق می‌کرد

gasconaded his achievements

در مورد دستاوردهای خود اغراق می‌کرد

gasconaded during dinner

در حین شام اغراق می‌کرد

جملات نمونه

he gasconaded about his achievements at the party.

او در مورد دستاوردهای خود در مهمانی صحبت‌های اغراق‌آمیزی کرد.

she gasconaded her way through the interview.

او با صحبت‌های اغراق‌آمیز خود از مصاحلمه عبور کرد.

they gasconaded about their travels around the world.

آنها در مورد سفرشان در سراسر جهان صحبت‌های اغراق‌آمیزی کردند.

the athlete gasconaded his record-breaking performance.

ورزشکار در مورد عملکرد بی‌نظیر خود صحبت‌های اغراق‌آمیزی کرد.

he often gasconaded to impress his friends.

او اغلب برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش صحبت‌های اغراق‌آمیزی می‌کرد.

during the meeting, she gasconaded about her sales figures.

در طول جلسه، او در مورد آمار فروش خود صحبت‌های اغراق‌آمیزی کرد.

he gasconaded about his family's wealth.

او در مورد ثروت خانواده‌اش صحبت‌های اغراق‌آمیزی کرد.

they gasconaded over drinks, sharing tall tales.

آنها در حالی که نوشیدنی می‌خوردند، داستان‌های اغراق‌آمیزی تعریف می‌کردند.

she gasconaded her culinary skills at the dinner party.

او مهارت‌های آشپزی خود را در مهمانی شام به نمایش گذاشت.

he couldn't help but gasconade about his new car.

او نمی‌توانست بدون صحبت کردن در مورد ماشین جدیدش جلوی خود را بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید