gaslighting

[ایالات متحده]/ˈɡæsˌlaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæsˌlaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دستکاری کردن کسی به گونه‌ای که او واقعیت خود را زیر سوال ببرد؛ نوعی سوء استفاده روانی؛ عمل گمراه کردن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

gaslighting tactics

تاکتیک های газлайтинг

gaslighting behavior

رفتار газлайтинг

gaslighting effects

اثرات газлайтинг

gaslighting victim

قربانی газлайтинг

gaslighting techniques

تکنیک های газлайтинг

gaslighting culture

فرهنگ газлайтинг

gaslighting signs

نشانه های газлайтинг

gaslighting narrative

داستان газлайтинг

gaslighting manipulation

دستکاری газлайтинг

gaslighting awareness

آگاهی газлайтинг

جملات نمونه

he was accused of gaslighting his partner.

او به به کار بردن روش‌های دستکاری روانی متهم به شریک زندگی خود بود.

gaslighting can have severe effects on mental health.

دستکاری روانی می‌تواند اثرات جدی بر سلامت روان داشته باشد.

she realized she was a victim of gaslighting.

او متوجه شد که قربانی دستکاری روانی است.

gaslighting often leads to confusion and self-doubt.

دستکاری روانی اغلب منجر به سردرگمی و تردید در خود می‌شود.

it's important to recognize the signs of gaslighting.

تشخیص نشانه‌های دستکاری روانی مهم است.

friends helped her escape the gaslighting situation.

دوستان به او کمک کردند تا از وضعیت دستکاری روانی فرار کند.

he used gaslighting to manipulate her feelings.

او از دستکاری روانی برای دستکاری احساسات او استفاده کرد.

therapy can help victims of gaslighting heal.

درمان می‌تواند به قربانیان دستکاری روانی کمک کند تا بهبود یابند.

gaslighting is a form of emotional abuse.

دستکاری روانی نوعی سوء استفاده عاطفی است.

she finally found the strength to confront the gaslighting.

او سرانجام قدرت مقابله با دستکاری روانی را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید