genese

[ایالات متحده]/dʒɪˈniːz/
[بریتانیا]/dʒɪˈniːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعgeneses

جملات نمونه

the scientist studied the genese of the universe.

دانشمند ژنیز یا مبدأ جهان را مورد مطالعه قرار داد.

the genese of life remains a mystery.

مبدأ زندگی هنوز یک загاده است.

linguists trace the genese of new words.

زبان‌شناسان مبدأ کلمات جدید را دنبال می‌کنند.

understanding the genese of the conflict is essential.

فهم مبدأ این درگیری ضروری است.

the genese of this theory dates back centuries.

مبدأ این نظریه به قرون پیش می‌رسد.

the museum exhibits trace the genese of human civilization.

موزه نمایشگاه‌هایی دارد که مبدأ تمدن انسانی را دنبال می‌کنند.

researchers explore the genese of new diseases.

پژوهشگران مبدأ بیماری‌های جدید را مورد بررسی قرار می‌دهند.

the genese of modern technology fascinates historians.

مبدأ فناوری‌های مدرن تاریخ‌دان‌ها را به شگفتی می‌اندازد.

understanding the genese of anxiety helps treatment.

فهم مبدأ اضطراب در درمان کمک می‌کند.

the genese of democracy shaped modern society.

مبدأ دموکراسی جامعه‌های مدرن را شکل داد.

scientists investigate the genese of genetic mutations.

دانشمندان مبدأ تغییرات ژنتیکی را مورد بررسی قرار می‌دهند.

the genese of earth's atmosphere interests geologists.

مبدأ جو زمین علاقه‌مندی ژئولوژیست‌ها را به خود جلب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید