genio

[ایالات متحده]/ˈdʒiːniəʊ/
[بریتانیا]/ˈdʒiːnioʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام ایتالیایی؛ (در واژگان پزشکی) مربوط به نافذ (چانه)

جملات نمونه

she is an absolute genius at math.

او در ریاضیات واقعاً یک نابغه است.

leonardo da vinci was a true genius.

لئوناردو داوینچی واقعاً یک نابغه بود.

his idea was a stroke of pure genius.

ایده او یک نابغه خالص بود.

you don't have to be a genius to understand this.

برای فهم این نیازی به نابغه بودن نیست.

this invention shows the spark of genius.

این اختراع نشان دهنده نابغه‌ای است.

everyone recognized his evil genius immediately.

همه به فوراً نابغه‌ای او متوجه شدند.

she has a genius for making money.

او در کسب درامد یک نابغه است.

he is an unrecognized genius in his field.

او یک نابغه ناشناخته در حوزه خود است.

the architect was a creative genius.

معمار یک نابغه خلاق بود.

it takes a touch of genius to solve that puzzle.

حل این پازل نیاز به یک نابغه دارد.

the writer's genius is evident in every chapter.

نابغه نویسنده در هر فصل آشکار است.

he is practically a genius with computers.

او در کامپیوترها تقریباً یک نابغه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید