gens

[ایالات متحده]/dʒɛnz/
[بریتانیا]/dʒɛnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قبیله یا طایفه؛ یک گروه اجتماعی در روم باستان
Word Forms
جمعgenss

عبارات و ترکیب‌ها

gens of people

نسل مردم

gens of ideas

نسل ایده ها

gens of knowledge

نسل دانش

gens of culture

نسل فرهنگ

gens of friends

نسل دوستان

gens of leaders

نسل رهبران

gens of experts

نسل متخصصان

gens of artists

نسل هنرمندان

gens of thinkers

نسل متفکران

gens of innovators

نسل نوآوران

جملات نمونه

she has a knack for understanding gens.

او استعداد درک افراد را دارد.

gens often gather in groups to share stories.

افراد اغلب به صورت گروهی گرد هم می آیند تا داستان ها را به اشتراک بگذارند.

he has a lot of gens in his social circle.

او افراد زیادی در دایره اجتماعی خود دارد.

understanding gens is crucial for effective communication.

درک افراد برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

many gens prefer to work in teams.

بسیاری از افراد ترجیح می دهند در تیم کار کنند.

she enjoys meeting new gens at events.

او از ملاقات با افراد جدید در رویدادها لذت می برد.

gens have different perspectives on life.

افراد دیدگاه های مختلفی نسبت به زندگی دارند.

he is good at connecting with gens from diverse backgrounds.

او در ارتباط با افراد با پیشینه های مختلف خوب است.

understanding gens can lead to better relationships.

درک افراد می تواند منجر به روابط بهتر شود.

she often reflects on her interactions with gens.

او اغلب به تعاملات خود با افراد فکر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید